نوشته شده توسط : دشمن شیطان

|
امتیاز مطلب : 19
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
تاریخ انتشار : شنبه 30 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : دشمن شیطان

|
امتیاز مطلب : 22
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
تاریخ انتشار : یک شنبه 24 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : دشمن شیطان
ربا در قرآن کریم:
يكي از كارهاي مالي، كه قرآن، به شدت، مسلمانان را از دست زدن به آن نهي فرموده، ربا خواري است. معامله ربوي، كم و بيش در همه زمان و در همه جوامع وجود داشته است و امروزه نيز وجود دارد به ويژه در عصر پيامبر اسلام اين عمل رواج بسيار داشته و يكي از مفاسد اقتصادي جامعه جاهلي بوده است.
برخورد قرآن با پديده ربا خواري، بسيار تند و تهديد آميز است و ما در اينجا به نمونه هايي از آن اشاره مي كنيم:«الذين يأكلون الربوا لايقومون الا كما يقوم الذي يتخبطه الشيطان من المس ذلك بانهم قالوا انما البيع مثل الربوا و احل الله البيع و حرم الربوا فمن جائه موعظة من ربه فانتهي فله ما سلف و امره الي الله و من عاد فاولئك اصحاب النار هم فيها خالدون» (1) : كساني كه ربا مي خورند نمي ايستند (يا در قيامت از قبر بر نمي خيزند) مگر همانند كسي كه با تأثير شيطان ديوانه شده باشد اين كه (اينان) مرتكب ربا خواري مي شوند، بدان علت است كه مي گويند (و معتقدند) كه خريد و فروش هم مثل رباست و (چون خريد و فروش حلال است پس ربا هم حلال است) در صورتي كه خداوند خريد و فروش را حلال و ربا خواري را حرام و منع كرده است. پس آن كسي كه اندرز خداوند به او رسيده و (تحت تأثير آن موعظه و اندرز) به اين عمل زشت پايان داد، خداوند از گذشته او در گذرد و در پايان، سر و كارش با خدا باشد و هر كس كه به اين عمل باز گردد، همراه آتش خواهد بود و در آن جاودان بماند».
در جاي ديگر مي فرمايد:«يمحق الله الربوا و يربي الصدقات و الله لا يحب كل كفار اثيم (2) :خداوند سود ربا خواري را نابود كرد و صدقات را فزوني بخشيد و او مردم بي ايمان و گنهكار را دوست نمي دارد».
و در آيه ديگر آمده است: «يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله وذروا ما بقي من الربوا ان كنتم مؤمنين * فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله و ان تبتم فلكم رئوس اموالكم لا تظلمون و لا تظلمون (3) : اي كساني كه ايمان داريد، تقواي خدا پيشه كنيد و دنباله ربا خواري را اگر واقعاً ايمان داريد، رها كنيد و هر گاه ربا خواري را ترك نكرديد در واقع به جنگ با خدا و رسول بر خاسته ايد و اگر پشيمان شديد، سرمايه اصلي شما مال خودتان باشد كه در اين صورت، نه كسي به شما و نه شما به كسي ستم مي كنيد».
خداوند در يكي از آيات مذكور، در يك تشبيه يا در ضمن يك مثال، مي گويد: ربا خوار جز همانند كسي كه شيطان با او تماس حاصل كرده و ديوانه اش نموده است، بر نخيزد.
در تفسير اين آيه و تحليل اين تشبيه بعضي از مفسران گفته اند: منظور اين است كه ربا خوار در قيامت سر از قبر بر نمي دارد مگر همانند شخص ديوانه. او مبهوت، متحير و ديوانه محشور مي شود؛ ولي بعضي ديگر گفته اند: اين حالات بهت و ديوانگي، در همين دنيا براي ربا خوار حاصل مي شود؛ يعني كساني كه به ربا خواري عادت كنند، در واقع، حالتي جنون آميز پيدا خواهند كرد و دائماً در فكر چك و سفته هستند، حتي در خيابان هم كه راه مي روند، گويي در عالم ديگر سير مي كنند و متوجه خود و اطرافشان نيستند، بلكه همه هوش و حواس و فكر خود را به پول و سرمايه و سودش سپرده اند و ممكن است حالتشان در قيامت هم تحقق عيني همين وضع روحي در اين عالم باشد قرآن با اين تشبيه، مسلمانان را متوجه مي كند كه با دست زدن به ربا خواري، خود را به اين وضع مبتلا نكنند تا عقل و هوش از سر آنها نرود.
اما فلسفه تحریم ربا:
از اين جهت كه رباخواري موجب مفاسد متعدّدي مي‏گردد، تحريم آن نيز فلسفههاي مختلفي دارد كه به بعضي از آنها اشاره ميشود
الف – يكي از فلسفههاي تحريم ربا، مسئله ظلم است كه در آيه 279 سوره بقره و در آيات ديگر بدان اشاره شده است.
ب – فلسفه ديگر آن، برچيده شدن سنّت حسنه « قرض الحسنه » است. اين مطلب در روايات فراواني وارد شده است كه يكي از آنها، روايتي است كه «سماعه» از امام صادق(ع) سؤال ميكند «اِنّي رأيتُ اللّهَ تعالي قَدْ ذَكَرَ الرِّبا في غَيْرِ آية و كَرَّره؟ قال(ع) اَو تَدْري لِمَ ذاكَ؟ قُلْتُ لا، قال (ع) لِئلاََ يَمْتَنِعَ النّاسُ مِنَ اصطِناعِ الَمعْروُف» [خداوند متعال در آيات متعدّدي مسئله ربا را مطرح فرموده است. امام (ع) از سماعه پرسيدند آيا علّت آن را ميداني؟ سماعه عرض كرد خير. امام فرمودند علت آن، اين است كه مردم از كارهاي شايسته [ و قرض الحسنه] باز نمانند.](4)
يعني، وقتي رباخواري رواج يابد، سنّت نيكوي وام و قرض الحسنه از بين ميرود؛ و عواطف انساني ميميرد؛ و سودپرستي و افزون طلبي جايگزين آن ميگردد. از اين رو، رباخواري در دين مقدس اسلام ممنوع گشته است.(5)

پی نوشتها:
1: بقره 275
2: بقره 276
3: بقره 278 و 279
4.وسايل الشيعه، جلد 12، ‌ابواب الربا، باب 1، حديث 3 و روايات 4، 9،‌10، 11
5. ر،ک:كتاب « ربا و بانكداري اسلامي » تأليف آية اللّه العظمي مكارم شيرازي


:: بازدید از این مطلب : 695
|
امتیاز مطلب : 28
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
تاریخ انتشار : پنج شنبه 21 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : دشمن شیطان

آیات ربا(درسوره بقره)
الَّذينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاَّ كَما يَقُومُ الَّذي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى‏ فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ (275)
يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثيمٍ (276)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ (278)

آثار منفی ربا: برای درک آثار ربا به فلسفه تجریم آن توجه شود.
براي فلسفه تحريم ربا حداقل 4 دليل مهم آمده است.

1- اكل مال به باطل
در قرآن آيه‌اي است كه در مذمت قوم يهود آمده است (آيه سوره نساء) فبظلم من‌الدين …… به اين مسئله اشاره كرده است كه آن قوم ربا مي‌گرفتند و مال مردم را به باطل مي‌خوردند.
حضرت امام رضا (ع) نيز در روايتي براي حرمت ربا دو دليل ذكر كرده‌اند كه نخست حرمت ربا به استناد سخنان خداوند در قرآن مجيد و دليل دوم اكل مال به باطل است.

2- دلائل اقتصادي:
برخي از اقتصاددانان معاصر نيز ربا و بهره را در اقتصاد بعنوان انگل و زمينه‌ساز ركود و تورم در جامعه دانسته‌اند و برخي از فقيهان نيز به فلسفه اقتصادي تحريم ربا اشاره كرده‌اند.
هشام بن حكم كه يكي از اصحاب معروف امام صادق (ع) است از آنحضرت پرسيد چرا ربا حرام شده است؟ حضرت فرمودند: اگر رباخواري حلال بود مردم كارهاي مفيد تجاري و توليد آنچه كه به آن احتياج مي‌شد را ترك مي‌كردند.
امام جعفر صادق (ع) در روايتي ديگر مي‌فرمايند: خداوند ربا را حرام كرد تا مردم از حرام به كسب و كار روي آورند و به خريد و فروش بپردازند.
آيت‌اله مطهري نيز درخصوص فلسفه احكام حرمت ربا نگاهي به ابعاد اقتصادي آن دارند ايشان بعد از برشمردن نظرات ديگران معتقدند كه «ما مسئله حرمت ربا را بر اين اساس بيان كرديم كه ماهيت ربا قرض است و قرض از آن جهت كه قرض است نمي‌تواند سود داشته باشد يعني وام نمي‌تواند سود داشته باشد».
بهرحال نظريات بسياري هست كه معتقدند حرمت ربا از ابعاد اقتصادي آن قوت بيشتري دارد. برخي حرمت آن را بدليل اينكه پول ارزشي به جز عددي كه روي آن گذاشته‌اند ندارد و هيچ كس نمي‌تواند از آن ارزش بيافريند.
برخي حرمت آن را بدين دليل دانسته‌اند كه سرمايه نمي‌تواند سود توليد كند.

3- ربا به عنوان ظلم:
در اين ديدگاه ربا به عنوان ظلم از ديدگاه فلسفي و استدلال عقلي بررسي مي‌شود اين ديدگاه در پي آن است كه ربا يك ظلم است و زذيلت ظلم نيز با حسن وقبح عقلي پذيرفته شده است.
به قول فقها و اصوليون قبح ظلم در دايره مستقلات عقليه است. ظلم قبح عقلي دارد حتي اگر حكم شرعي نيز براي آن نيامده باشد.
بنابراين ربا نيز مصداق ظلم بوده و قبيح و حرام است.
در روايت محمدبن سنان از حضرت علي بن موسي الرضا (ع) آمده است: ……. و لما في ذلك من الفساد و الظلم ….. و به خاطر اين كه ربا منشاء فساد و ظلم است حرام شده است.
مسئله ظلم بودن ربا از بعد اقتصادي آن نيز اثبات مي‌شود.

4- ابعاد دنيائي ربا:
براي فهم فلسفه حرمت ربا مي‌توان به ساير احكام كه در كنار ربا و يا در مخالفت ربا در قرآن مجيد آمده است نگاهي كرد كه يكي از اين موارد مسئله قرض‌الحسنه است.
آيه (71 سوره حديد) مي‌فرمايد: من ذالذي يقرض ا… قرضاً حسنه و …. كيست آن كس كه به خداوندي قرض دهد تا نتيجه‌اش را براي وي دو چندان گرداند و او را پاداشي خوش باشد.
در روايتي آمده است كه صدقه 1. حسنه و ثواب دارد و قرض‌الحسنه 18 ثواب دارد يعني كه ثواب قرض‌الحسنه از صدقه بيشتر است و علت آن را بدين مضمون گفته‌اند كه قرض‌الحسنه نه تنها رفع نياز مي‌كند بلكه حفظ ابروي مؤمن را نيز بعهده دارد.
بنابراين در اين امور، فضائل اخلاقي مستتر است و عواطف انساني و فطرت خدايي انسان دست در كار مي‌شود اما در بحث ربا، شقاوت قلب، دنيا دوستي، مال دوستي در انسانها پديدار شده و ريشه رذائل اخلاقي را مي‌گستراند و اين ممكن است به نتايجي بينجامد كه فرد را يكسره از جاده ايمان منحرف نمايد.
در روايات معصومين نيز به اين مسئله اشاره شده است.
سماعه يكي از روايان معروف و از اصحاب امام صادق (ع) مي‌گويد: به حضرت صادق عرض كردم چرا خداوند متعال مسئله ربا را در قرآن به طور مكرر مطرح كرده و (تحريم نموده) است امام فرمود: علت آن را مي‌داني؟ عرض كردم نه. فرمود: به خاطر اين كه مردم در اثر رباخواري از كارهاي خير و شايسته
(مانند قرضا‌الحسنه) باز نمانند



:: بازدید از این مطلب : 615
|
امتیاز مطلب : 27
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
تاریخ انتشار : پنج شنبه 21 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : دشمن شیطان

 


ربا گناهی بزرگ

ربا، و ربا خواری، از دیدگاه اسلام، از خطرناکترین آفتهای اجتماعی، و از گناهان بزرگ به شمار می‏رود، که هرگز استثنا پذیر نبوده و قابل تخصیص نمی باشد; زیرا در لسان شرع به گونه ای مطرح شده که قبح ذاتی آن را می رساند و هر گونه گناهی که به قبح عقلی توصیف شود، از نظر فقاهت تخصیص بردار نیست.

مقدمه

ربا، و ربا خواری، از دیدگاه اسلام، از خطرناکترین آفتهای اجتماعی، و از گناهان بزرگ به شمار می‏رود، که هرگز استثنا پذیر نبوده و قابل تخصیص نمی باشد; زیرا در لسان شرع به گونه ای مطرح شده که قبح ذاتی آن را می رساند و هر گونه گناهی که به قبح عقلی توصیف شود، از نظر فقاهت تخصیص بردار نیست. بلکه عمومیت و ابدیت آن، برای همیشه محفوظ می باشد.
مواردی که به نظر می رسد استثنا گردیده، با دقت در متون روایات مربوطه، روشن می گردد که اساسا ربا نیست، بلکه صورت ربا را دارد، و به اصطلاح: تخصصا خارج می باشد نه تخصیصا. زیرا معقول نیست، ربا که با «اعلام جنگ با خدا و رسول‏» مساوی است، در برخی موارد تجویز شود. همانگونه که ظلم و خیانت - با حفظ عنوان - در هیچ موردی قابل تجویز نمی باشد، و هر گونه عمل زشتی که قبح آن، لازم مساوی آن باشد، قابل تجویز نخواهد بود. تقبیحات عقلی، هرگز استثناپذیر نیستند.
از این رو، مسایلی را که برخی، تحت عنوان «حیله های شرعی‏» برای فرار از ربا، مطرح می کنند، با حفظ ماهیت واقعی ربوی بودن آن، و دارابودن بار منفی - که همان مفسده اجتماعی و قبح عقلی آن است - قابل قبول نمی باشد. و روایاتی که در این زمینه ارائه می دهند، صرفا ناظر به: ربای حکمی است، نه ربای واقعی. چنانچه خواهد آمد.

ربا از دیدگاه قرآن

در سوره بقره (۲/۲۷۸-۲۷۹) می خوانیم: «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ذروا ما بقی من الربا ان کنتم مؤمنین. فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله. و ان تبتم فلکم رؤوس اموالکم لا تظلمون و لا تظلمون‏»
در این دو آیه، خطاب به مؤمنان چنین گوید: «خدا را پروا دارید، و بازمانده ربا را رها کنید، و اگر چنین نکردید - و همچنان به ربا خواری ادامه دادید - پس بدانید که آهنگ جنگ و ستیز با خدا و رسول را نموده اید. ولی اگر توبه کردید، سرمایه ها از آن شما است - و نه بیش از آن - نه ستم کنید و نه بر شما ستم شود».
در اینجا، رباخواری را، آهنگ جنگ با خدا و رسول دانسته و این تشبیه، بزرگی گناه را می رساند. چون، که رباخواری سلامت جامعه را تهدید کرده، توازن اقتصادی کشور را بر هم می‏زند.
رباخواری، فرصت اندیشه و عمل را از کارگر می گیرد، او پیوسته در این اندیشه است که هر چه زودتر، سود کلان رباخوار را فراهم سازد، تا برایش دردسر ایجاد نکند. لذا با اندیشه ای آزاد وارد عمل نمی شود، و به هر کاری دست می زند، و چه بسا فکر نکرده از روی عجله و شتاب به کارهای کم درآمد دست زند، و از این روهستی خود را از دست‏بدهد. مخصوصا افراد ضعیف و نوپا، که با دستپاچگی و برای حفظ حیثیت و آبرو، احیانا به کارهایی روی می آورند، که چندان سودآور نیست و چون سود ثابت و مقرری باید بپردازند، چه بسا از سرمایه که در دست دارند، مایه بگذارند و رفته رفته خود را به نابودی بکشانند، و هستی خود را تباه سازند.
در صورتی که در «مضاربه‏» سود ثابتی مقرر نگردیده، و صرفا سهم مشاع درآمد را باید بپردازد، و اگر زیانی به سرمایه وارد آمد، از کیسه کارفرما رفته است. لذا خاطر کارگر، کاملا آسوده است، و با خیال راحت و اندیشه ای آزاد، بهترین و شایسته ترین کارها را انتخاب می کند، شتاب و عجله به خرج نمی‏دهد. لذا پیوسته موفق است.
تجربه نشان داده است افرادی که خواسته اند با وامهای ربوی، سر و سامانی به زندگی خود بدهند، بیشتر در گرداب بدبختی و بیچارگی غرق شده اند.
لذا چون نوعا رباخواری، در جامعه بیشتر ما به بدبختی و بیچارگی مردم است، با عنوان «جنگ با خدا و رسول‏» در قرآن مطرح شده. زیرا «مستضعفان‏» در «کنف‏» الهی قرار دارند، و پیوسته مورد مهر و عنایت‏خداوند هستند، لذا کسانی که کوشش دارند بر «استضعاف‏» آنان بیفزایند با خدا و رسول، اعلام ستیز نموده اند.

ربا از گناهان کبیره و ...

در آیه دیگر از سوره بقره (۲/۲۷۵-۲۷۶) می خوانیم: «الذین یاکلون الربا لا یقومون الا کما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس. ذلک بانهم قالوا انما البیع مثل الربا. و احل الله البیع و حرم الربا. فمن جاءه موعظة من ربه فانتهی، فله ما سلف و امره الی الله. و من عاد فاولئک اصحاب النار هم فیها خالدون. یمحق الله الربا و یربی الصدقات، و الله لا یحب کل کفار اثیم‏».
«کسانی که رباخوارند، در میان جامعه، همچون دیوانگان بر پا می خیزند، یعنی: جایگاه آنان در جامعه همچون جایگاه دیوانگان است. و این بدان جهت است که پنداشته اند: ربا همانند یک داد و ستد معمولی است، در صورتی که خداوند داد و ستدها را روا، و ربا را ناروا دانسته، اینک کسی که پند و اندرز پروردگار را بر دل نهد، و از کردار ناروای خود دست‏باز دارد، برگذشته او ایرادی نیست. ولی هر که بر کردار زشت‏خود - که در گذشته انجام می داده - بازگردد، یعنی بر ربا خواری ادامه دهد، هر آینه در آتش دوزخ جاوید خواهد ماند. البته خداوند، ربا را بی برکت و نابود می سازد، و صدقات را برکت می بخشد. خداوند هرگز کفر پیشه گان را دوست ندارد، لذا عنایت‏خود را از آنان دریغ می‏دارد».
در این دو آیه، رباخواران در میان جامعه، به کسانی تشبیه شده اند که حرکات مستقیم ندارند، و مانند دیوانگان، رفتارهای ناهنجاری از خود نشان می دهند. یعنی: اوضاع را بر هم می زنند، و در جاده مستقیم رهسپار نیستند. خود نمی دانند چه کار می کنند، و در جهت‏خلاف خرد و اندیشه صحیح حرکت می کنند.
اساس جامعه، و سلامت آن برپایه کار و کوشش و فعالیت است، و کسی بهره می برد که عمل و کوششی داشته باشد. و هر گونه سود بایستی از کار و فعالیت‏به دست آید.
رباخواری، دارای دو شاخصه ای است که درست‏بر خلاف طبیعت نظام جامعه خودنمایی می‏کند، و ناگزیر درهم شکننده سلامت جامعه است:
▪ اولا رباخوار، با سرمایه کلانی که در دست دارد، می خواهد از تلاش و کوشش دیگران بهره‏مند شود، و خود، با عنوان «عضو فلج‏» جامعه، سربار دیگران باشد.
▪ ثانیا با سود ثابت و مقرری که برگرده ناتوان کارگر نهاده، او را از هر توانی باز می دارد، فرصت اندیشه و انتخاب آزاد او را از وی سلب می کند، و او را به سوی نابودی و سقوط، سوق می دهد.
در آیات فوق نکاتی به کار رفته که قابل توجه است:
۱) تشبیه رباخواران، به دیوانگان سپس تعلیل آن، به آنکه: پنداشته اند «ربا» همانند «بیع‏» است. که همین پندار، موجب گردیده که در اندیشه و رفتار، همانند دیوانگان اندیشیده و رفتار کنند، و برخلاف جهت عقل و خردمندان حرکت کنند، زیرا «بیع‏» یک عمل سازنده است، و در جهت‏بالا بردن سطح اقتصاد جامعه، و رفاه مردم، بزرگترین عامل مؤثر است.در صورتی که «ربا» یک عامل مخرب و مایه به تباه کشاندن جامعه است. لذا «بیع‏» و «ربا» در مقابل هم قرار گرفته، «بیع‏» عامل سازنده، و «ربا» ویران کننده است، و از کمال بی خردی است که این دو را یکسان بگیرند. به همین دلیل پروردگار جهان، چون واقف به مصالح و مفاسد واقعی بشر است، «بیع‏» را با عنوان عنصر فعال و سازنده حلال و «ربا» را که عنصر فاسد کننده است‏حرام دانسته است.
۲) رباخوار، در آتش دوزخ جاویدان است «و من عاد فاولئک اصحاب النار هم فیها خالدون‏». و این، کنایه از «کفر» محض است که در نهاد رباخواران وجود دارد. زیرا «خلود» در دوزخ، صرفا برای کفار است، که هرگز در دل اندیشه ایمان ندارند و برای هیچ گنه کاری، هر چند گناه او سنگین باشد، خلود در آتش ثابت نگردیده، زیرا - اگر ایمان خود را حفظ کرده باشد - ایمان بزرگترین عمل نفسانی است که استحقاق «مثوبت‏» را به دنبال دارد. لذا در پایان رهسپار بهشت‏خواهد گردید. پس کسی در آتش دوزخ جاوید است، که در نهاد او، ذره ای از ایمان وجود نداشته باشد. لذا از آیه استفاده می شود: رباخواری با نبودن ایمان مساوی است.
۳) قرض الحسنه نوعی «صدقه‏» است، زیرا قرض دهنده از بهره‏ای که ممکن است از سرمایه اش به دست آورد، برای خدا و بهره‏مند شدن دیگران، چشم می پوشد. کسی که سرمایه‏ای را بلاعوض در اختیار دیگران، قرار می‏دهد، ممکن ست‏خودش با به کار انداختن آن، بهره ها ببرد، ولی برای رضای خدا و خشنودی پروردگار، مجانا در اختیار درمانده‏ای قرار می‏دهد، و این خود بزرگترین گذشت در راه خداست.
خداوند، وعده فرموده که به مال و ثروت چنین افراد با گذشتی برکت دهد، و از ثروت و اموال خود، خیر و خوبی ببینند، و از زندگی سعادتمند لذت برده، بهره‏مند شوند. برعکس، از ربا خواران سلب برکت‏شده، و ناامیدی و نگرانی در زندگی نصیب آنان می گرددد. «یمحق الله الربا و یربی الصدقات‏» محق: نابود ساختن است. ارباء: افزودن و فزونی دادن است.
۴) «و الله لا یحب کل کفار اثیم‏» کفار: مبالغه در کفر ورزیدن است اثیم: تبه کار حرفه‏ای است و این کنایه از این است که جایگاه یک رباخوار در جامعه اسلامی، جایگاه یک تبه‏کار حرفه‏ای است که همواره بر کفر و عناد خود می افزاید. تعابیر این آیات بزرگی این گناه را می رساند.
در سوره آل عمران (۳/۱۳۲-۱۳۰) می خوانیم:
«یا ایهاالذین آمنوا لا تاکلوا الربا اضعافا مضاعفة، و اتقوا الله لعلکم تفلحون. و اتقوا النار التی اعدت للکافرین. و اطیعوا الله و الرسول لعلکم ترحمون‏»
باز هم خطاب به مؤمنان است - و این می رساند که شرط داشتن ایمان، پذیرفتن تکلیفی است که در خطاب آمده -: ربا را با چندین برابر سود و بهره، آسان نگیرید، و مانند یک خوراک گوارا بر خود روا ندارید که آن را، براحتی و خوشی بخورید. یعنی یک غذای گوارا نیست، بلکه بسی ناگوار است. سپس می گوید: از خدا پروا دارید، باشد تا رستگار شوید. بعلاوه از آتشی بپرهیزید که صرفا برای کافران آماده شده. یعنی رباخوار، در نهایت در زمره کافران، محشور، و با آنان و در کاروان کفر ورزیدگان، رهسپار دوزخ، و در جایگاه ویژه جایگزین خواهد گردید.
بزرگی این گناه از همین آیه بخوبی روشن می گردد و این آیه، تاکید دارد که رباخوار با کافر همسو است. در پایان می افزاید: از خدا و رسول پیروی کنید، تا مورد عنایت‏حق قرار گیرید. یعنی: رباخوار، از عنایت‏حق محروم است.

ربا از دیدگاه روایات

در روایات نیز حرمت ربا شدت بیان شده، و از گناهان بسیار سنگین به شمار آمده. تا آنجا که یک «درهم‏» به دست آمده از «ربا» را، در حرمت و غلظت آن، برابر هفتاد بار «زنای‏» با محارم دانسته.
▪ ثقة الاسلام کلینی، و ابن بابویه صدوق، و ابوجعفر طوسی با سندهای صحیح از امام جعفر بن محمد الصادق علیه السلام روایت کرده‏اند، فرمود:
«درهم ربا - عند الله - اشد من سبعین زینة کلها بذات محرم‏» (۱) .
▪ همچنین ثقة الاسلام کلینی، با سند صحیح از امام صادق علیه السلام روایت کرده فرمود:
«اخبث المکاسب کسب الربا» (۲) پلیدترین درآمدها، درآمدی است که از راه «ربا» باشد.
▪ از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم روایت‏شده فرمود:
«شر المکاسب کسب الربا» (۳) بدترین راه درآمد، درآمدی است که از راه «ربا» به دست آید.
▪ امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم رباخوار، و دست اندرکاران او را، لعنت فرمود. (۴)
▪ در کتاب عقاب الاعمال، از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم روایت نموده، فرمود:
«و من اکل الربا ملا الله بطنه من نار جهنم بقدر ما اکل. و ان اکتسب منه مالا لم یقبل الله منه شیئا من عمله. و لم یزل فی لعنة الله و الملائکة، ما کان عنده منه قیراط‏» (۵) .
در این حدیث‏شریف، درباره ربا خوار سه فراز آمده:
الف) خداوند، شکم رباخوار را به اندازه‏ای که رباخواری کرده، در دوزخ، از آتش انباشته می‏کند.
ب) هرگونه کار نیکی را که با پول به دست آمده از ربا انجام دهد، مورد قبول حق قرار نمی گیرد.
ج) پیوسته مورد نفرین خدا و فرشتگان قرار دارد، تا هنگامی که حتی یک قیراط از پول ربا نزد او باشد (قیراط: کوچکترین وزن سنجش را گویند که تقریبا به اندازه یک «نخود»: ۱۲۴ مثقال می باشد).
▪ در تفسیر آیه شریفه «اکالون للسحت‏» (۶) : ربا و رشوه و اجرت زنان فاجره آمده (۷) . از جمله: محمدبن عیسی در «نوادر» روایت کرده: امام ابوجعفر الجواد علیه السلام فرمود: «السحت: الربا» (۸) . سحت: مال حرامی است که مایه ننگ وعار بوده باشد.
▪ از ابوجعفر الباقر علیه السلام روایت است فرمود: «انما حرم الله - عز و جل - الربا، لئلا یذهب المعروف‏».
▪ در روایت دیگر از امام صادق علیه السلام فرمود: «انما حرم الله الربا، کیلا یمتنعوا من صنائع المعروف‏».
▪ باز از امام صادق علیه السلام روایت‏شده فرمود: «انه لو کان الربا حلالا، لترک الناس التجارات و ما یحتاجون الیه. فحرم الله الربا لتنفر الناس من الحرام الی الحلال، و الی التجارات من البیع و الشراء». (۹)
در این روایات، مفسده ربا را در این جهت‏یادآور شده، که سرمایه داران را از اقدامات نیک و خیر اندیشانه باز می دارد. به علاوه، از کسب و فعالیت، و تجارت انبوه که با سرمایه های آنان ممکن است‏به نفع جامعه و در راه رفاه مردم به کار بیفتد، جلوگیری می کند، و صرفا به همین اندازه بسنده می کنند که از دسترنج دیگران و در تنگنا قرار دادن مردم، بهره‏مند شوند. از این جهت ضرر و زیان کلانی به روند اقتصاد و تجارت وارد می سازند. و چنین جامعه‏ای رو به تباهی است لذا در حدیث از امام صادق‏علیه السلام آمده: «اذا اراد الله بقوم هلاکا ظهر فیهم الربا» (۱۰) موقعی یک جامعه رو به تباهی می روند، که ربا در میان آنان رواج پیدا کند.

آثار و پیامدهای ربا

آنچه از آیات و روایات، به دست می آید: ربا، یکی از آفات خطرناک جوامع بشری است، که در دو جهت اخلاق و اقتصاد، اثر سوء مستقیم دارد:
مردم را از نیکوکاری، و کمک رسانی به یکدیگر، و یاری رساندن به طبقه مستضعف، و خدا را در نظر گرفتن، و هر گونه عمل نیک و خدا پسندانه، باز می دارد.
بعلاوه، مایه توقف در حرکت اقتصادی است و از به کار انداختن سرمایه ها در راه تجارت و صنعت و کشت و زراعت، و هر گونه عمل اقتصادی فعال، جلوگیری می کند، و صرفا سرمایه داران بزرگ، با استثمار کار دیگران، و سوء استفاده از نقطه ضعف فقر و نیاز مستمندان، بار خود را می‏بندند.
از این رو، مورد نفرت و نفرین حضرت حق قرار گرفته، از هر گونه عنایت و رافت الهی دور می‏مانند.
ربا و رباخواری، مساوی است‏با:
۱) اعلام جنگ با خدا و رسول; «فاذنوا بحرب من الله و رسوله‏».
۲) ظلم و ستم بر دیگران; «لا تظلمون ...».
۳) کفرورزیدن، بلکه شدت و غلظت در کفر; «ان الله لا یحب کل کفار اثیم‏».
۴) تبه کار حرفه‏ای; «اثیم...».
۵) مورد لعنت الهی قرار گرفتن; «لم یزل فی لعنة الله و الملائکة‏».
۶) هفتاد بار زنا با محارم در بیت الله الحرام.
۷) انتخاب نمودن پلیدترین و پست ترین راه معیشت.
۸) سلب برکت از زندگی و فلاکت‏بار شدن آن.
۹) از دست دادن عقل و خرد و اندیشه.
۱۰) جاوید ماندن در جایگاه و یژه کافران در آتش دوزخ.
این است آثار ده گانه رباخواری، که لازم مساوی آن بوده و قابل تفکیک نیستند و لذا حرمت ربا - با حفظ عنوان - قابل تخصیص نیست.

ربای قرضی و ربای معاملی

ربا، دوگونه است: یا در وام (قرضی) یا در معامله و داد و ستد نقدی (معاملی) است.
در وام، هرگونه اضافه بر مقدار آن، ربا محسوب می شود و حرام است. صرفا اتحاد جنس شرط است، خواه «مکیل و موزون‏» باشد، یا از «معدودات‏» شمرده شود.
مقصود از «مکیل‏»: آنچه با پیمانه اندازه گیری می شود. و مقصود از «موزون‏»: آنچه با وزن و کشیدن مشخص می گردد. و مقصود از «معدود»: چیزهایی است که صرفا با شمارش عددی تعیین می گردند.
در تمامی اینها اگر کسی به دیگری، وامی دهد، که همان جنس را با اضافه باز ستاند، ربا است.
البته شرط نیست که صریحا اضافه را شرط کند، بلکه اگر قرار بر این باشد، که هر که در این شعبه پولی بسپارد، به او سود می دهند، و مراجعه کننده با علم به این جهت، به همان شعبه بسپارد، ربا و حرام است.
در ربای معاملی یا نقدی، فقط در «مکیل و موزون‏» حرمت دارد، مانند حبوبات و میوه جات و هر چه با پیمانه یا کشیدن معامله شود. ولی در چیزهایی که با مشاهده (دیدن) مانند گوسفند - در برخی جاها - یا با شمارش مانند تخم مرغ - نیز در برخی جاها - داد و ستد می گردد، تفاضل (اضافه گرفتن) اشکالی ندارد (۱۱) . لذا در معاملات پولی - اگر نقدا انجام گیرد - اضافه گرفتن بدون مانع است ولی اگر سکه مسکوک و از طلا یا نقره باشد، چون اعتبار به وزن آن می باشد، در صورت تماثل (هر دو از یک جنس باشد) جایز نیست. همچنین اگر دیگر سکه ها یا اسکناس را، به اعتبار پشتوانه طلا یا نقره و جواهرات بدانیم، نیز همین حکم را دارد و به نظر می رسد همین گونه است.

ربای واقعی و ربای حکمی

ربا - از نظر ماهیت - نیز دو گونه است: ربای واقعی، که از نظر عرف و بازار، تفاضل محسوب می شود، مانند مبلغی که امروز وام می دهد، تا پس از مدتی مشخص همان مبلغ را با اضافه - هر چه باشد- باز ستاند (۱۲) و این در صورتی است که آنچه می دهد، و آنچه می ستاند، هر دو، از لحاظ جنس و وصف و ارزش، برابر باشند، که در بازستاندن، شرط اضافه می کند.
ولی ربای حکمی چنین نیست، آنچه می دهد، و آنچه می ستاند، از لحاظ مرغوبیت و وصف و ارزش، برابر نیستند، بلکه در یکی کاستی وجود دارد، که برای جبران کاستی، اضافه گرفته می شود. مانند برنج درجه یک که قیمت آن دو برابر برنج درجه دو باشد. آنگاه یک من برنج درجه یک می‏دهد، و دو من برنج درجه دو می ستاند. این گونه داد و ستد، از دیدگاه عرف و بازار، تفاضل محسوب نمی شود، بلکه یک نوع برابری در داد و ستد شمرده می شود. ولی از نظر شرع، ممنوع اعلام شده، و هر گونه تفاضل در «مثلیات‏» را ربا شمرده است، خواه از لحاظ وصف و ارزش برابر باشند یا نباشند. و حتی مانند تبادل جو با گندم را نیز مثلی دانسته و منع کرده است. لذا نام آن را ربای حکمی یا شرعی گذارده ایم، زیرا ماهیتا (از دیدگاه عرف) ربا نیست، بکله صرفا حکم ربا را دارد، و ممنوع گردیده است.
هر چیزی با اصلش، اگر معاوضه شود، از نظر شرع مثلی شمرده می شود، مانند: شیر با ماست‏یا پنیر. هر گاه یک کیلو پنیر را در مقابل پنج کیلو شیر معاوضه کند، شرعا ممنوع است، با آنکه یک کیلو پنیر (۵۰۰) تومان ارزش دارد، و شیر کیلوئی (۱۰۰) تومان است، و از لحاظ ارزش، یک کیلو پنیر، برابر پنج کیلو شیر است و از نظر عرف و بازار، تفاضلی در کار نیست. ولی شرعا جایز نیست.
همچنین انگور با شیره، مثلی محسوب می شوند، و نمی توان یک کیلو شیره را با سه کیلو انگور معاوضه نمود، با آنکه از نظر بازار و ارزش، یک کیلو شیره برابر سه کیلو انگور است، و تفاضلی وجود ندارد.
و همین گونه است اگر هر دو، فرع یک اصل باشند - مانند ماست و پنیر که هر دو از شیر گرفته شده اند - در شرع مثلی شمرده شده و تفاضل در مقدار، جایز نیست. (۱۳)
امام راحل قدس سره در این باره می فرماید: «فان قیمة من من الارز العنبر، اذا ساوت منین من غیره، لا یعد مبادلة من منه بمنین ربا، اذ لا نفع و لا زیادة فی ذلک الا حجما، و الزیادة الحجمیة لیست میزانا للنفع و الزیادة فی التجارة. و هکذا اذا بودل من من السمن بامنان من اللبن او الجبن، لا یکون ذلک من الربا بحسب نظر العرف و بحسب الواقع، کما ان المبادلات بالفضل فی مثل ذلک لافساد فیها و لا »; زیرا ارزش یک من برنج عنبر (۱۵) اگر دو برابر ارزش برنج از نوع دیگر باشد، معاوضه یک من از آن، در مقابل دو من از این، ربا محسوب نمی شود، چون نه سودی وجود دارد و نه اضافه‏ای، مگر در اندازه و حجم کالا، که فزونی در حجم صرفا موجب سود یا اضافه شدن در تجارت به شمار نمی اید و نیز هر گاه یک من روغن را با چند من از شیر یا پنیر، معاوضه کنند، چنین معاوضه‏ای از نظر عرف و بر حسب واقع، ربا محسوب نمی شود و فزونی در این گونه معاوضه ها، نه موجب فساد و نه مایه ظلم و ستم است. و نه موجب می شود که مردم را از تجارت و کسب و زراعت‏باز دارد.یعنی هیچ یک از آثار سوء ربا، بر این گونه معاملات بار نمی شود.
لذا این گونه معاملات، صرفا از روی «تعبد» و پذیرفتن از شرع، محکوم به بطلان است، بدون آنکه از نظر عرف و واقعیت، ربا بوده باشد.
از این رو شرع، این گونه معاملات، را در کنار ربا، تحریم نموده، گر چه ماهیتا از ربا جدا است، ولی حکم آن (حرمت) را دارا می باشد. (۱۶)

راه تخلص از ربا

برای فرار از حرمت ربا، راههائی ارائه داده اند، و به اصطلاح: با مختصر تغییری در عنوان موضوع، خواسته اند راه تخلص از عنوان «ربا» را نشان دهند، و با نام «حیله های شرعی‏» از آن یاد کرده‏اند در صورتی که «شرع‏» حیله بردار نیست، و از طرفی، غلظت و شدت حرمت ربا، به گونه‏ای است که هرگز نمی توان، با مختصر تغییر ظاهری، و با حفظ حقیقت و ماهیت ربوی آن و مفاسدی که شرع از آن بر حذر داشته، آن را جایز شمرد.
امام راحل - رحمة الله علیه - می فرماید:
«این گونه نیرنگها مانند آن می ماند، که کسی شراب را در کپسولها جای داده باشد، آنگاه آن کپسولها را ببلعد، سپس دلخوش دارد که شرع، «شرب خمر» را حرام کرده، و این بلعیدن و خوردن است نه شرب و آشامیدن، با آنکه تمامی آثار سوء «شرب خمر» بر آن بار است‏» (۱۷) .
امام راحل، می فرماید: با آن تشدیداتی که بر حرمت ربا شده، و در قرآن کریم و سنت‏شریف از آن با غلظت و نفرت زیاد یاد گردیده و در کتب فریقین بر قبح و زشتی آن اتفاق نظر دارند. به گونه ای که کمتر معصیتی به این بزرگی از آن یاد شده است علاوه بر مفاسد اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، که بر آن بار است، و اقتصاد دانان آن را یاد آور شده اند. چگونه ممکن است‏با مختصر نیرنگی آن را تجویز نمود، که از آن به نام «حیله های شرعی‏» یاد شده، و در برخی روایات نیز آمده است. بسیاری از فقها بدان فتوی داده اند.
این مشکلی است، بلکه یک عقده قلبی است که بسیاری از اندیشمندان را به خود مشغول ساخته، و نیز اعتراضاتی از غیر مسلمانان، متوجه چنین فتواهایی شده است، که بایستی در راه حل آن کوشید. و صرفا استناد جستن به روایات و حل و فصل نمودن آن را از راه «تعبد محض‏»، در چنین مساله‏ای که عقل، بخوبی، مفسده تجویز و مصلحت منع آن را، درک می کند از راه صواب بدور است. (۱۸)

پی‏نوشتها:

۱- وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص ۱۱۷، باب ۱، رقم ۱.
۲- همان، ص ۱۱۸، رقم ۳.
۳- همان، ص ۱۲۲، رقم ۱۳.
۴- همان، ص ۱۲۷، رقم ۴.
۵- همان، ص ۱۲۲، رقم ۱۵، باب ۱، ابواب الربا.
۶- مائده / ۴۳.
۷- تفسیر صافی، ج ۱، ص ۴۴۴.
۸- وسائل، ج ۱۸، ص ۱۲۳، رقم ۲۰.
۹- همان، ص ۱۲۰، رقم ۸ و ۹ و ۱۰.
۱۰- همان، ص ۱۲۳، رقم ۱۷.
۱۱- وسائل، ج ۱۸، ص ۱۵۲، باب ۱۶: «سالته عن الشاة بالشاتین و البیضة بالبیضتین؟ قال: لاباس، ما لم یکن کیلا او وزنا».
۱۲- کل قرض جر نفعا فهو ربا»: هر گونه وامی که سودی ببرد، ربا است.
۱۳- تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۹۳-۴۹۴، م ۱ و ۲. و منهاج الصالحین، ج ۲، ص ۶۱، م ۱ و ۶.
۱۴- کتاب البیع، امام خمینی (ره)، ج ۲، ص ۴۰۷-۴۰۸.
۱۵- از بهترین و نوع درجه یک برنج، در نجف می باشد.
۱۶- برای روشن شدن مطلب، به باب های: (۸ و ۹ و ۱۱ و ۱۴ و ۱۵) ابواب الربا، وسائل الشیعة رجوع کنید.
۱۷- کتاب البیع، ج ۲، ص ۴۱۵.
۱۸- کتاب البیع، ج ۲، ص ۴۰۵-۴۰۶.
۱۹- وسائل، ج ۱۸، ص ۱۷۸، باب ۶ صرف، رقم ۱ و ص ۱۶۲، باب ۲۰ ابواب الربا، رقم ۱.
۲۰- کتاب البیع، ج ۲، ص ۴۱۰.
۲۱- مرآة العقول، ج ۱۹، ص ۲۲۸.
۲۲- موارد یاد شده در روایات، صرفا درباره تاخیر دین است که سر رسیده و مدیون تقاضای مدت بیشتری می‏کند.
۲۳- سلسبیل یا سلسیل، نام زنی است.
۲۴- وشی، به معنای قلم کاری در پارچه است.
۲۵- وسایل، ج ۱۸، ص ۵۴. کافی شریف، ج ۵، ص ۲۰۵، رقم ۹ و مرآة العقول، ج ۱۹، ص ۲۲۷.
۲۶- عبارت او چنین است: فاول ما فی هذا الخبر انه مرسل و راویه ضعیف و هو علی بن حدید، و هذا یضعف الاحتجاج بخبره. استبصار، ج ۱، ص ۴۰، ۱۱۲/۷.
۲۷- و هو ضعیف جدا لا یعول علی ما ینفرد بنقله‏». استبصار، ج ۳، ص ۹۵، ۳۲۵ / ۹.
۲۸- تهذیب، ج ۷، ص ۱۰۱، ۴۳۵ / ۴۱.
۲۹- کتاب البیع، ج ۲، ص ۴۱۳.
۳۰- رجال علامه، ص ۱۵۸، حرف میم باب ۱، رقم ۱۲۳ و معجم رجال الحدیث، ج ۱۵، ص ۷۱.
۳۱- تهذیب، ج ۷، ص ۵۳-۵۲.
۳۲- همان.
۳۳- طبق نسخه کافی، ج ۵، ص ۲۰۵، رقم ۱۰.
۳۴- طبق نسخه تهذیب، ج ۷، ص ۵۳، رقم ۲۲۸ / ۲۸.
۳۵- مرآة العقول، ج ۱۹، ص ۲۲۸ و ملاذ الاخیار، ج ۱۰، ص ۵۶۹.
۳۶- وسائل، ج ۱۸، ص ۵۴، رقم ۳، باب ۹ عقود و کافی، ج ۵، ص ۳۱۶، رقم ۴۹.
۳۷- در مرآة العقول، ج ۱۹، ص ۴۳۵ گوید: ضعیف، و قدمر مثله. که در ص ۲۲۸ همان مجلد گذشته است.
۳۸- جامع الرواة - اردبیلی، ج ۲، ص ۲۲۸.
۳۹- عینه، با کسر عین معامله ای است، که مشتری جنسی را از فروشنده با قیمت‏بالایی ولی با مدت، می خرد، سپس آن را نقدا با قیمت کمتری به او می فروشد، و پول را از او دریافت می‏دارد. این گونه معامله، که نتیجة پولی گرفته و پس از مدتی با اضافه به او باز می دهد، در آن زمان رایج‏بوده و شاید امروزه هم رایج‏باشد. و چون به «ربا» بیشتر می‏ماند، مورد سؤال قرار گرفته. در روایات، قید شده که اگر هر دو طرف معامله، ملزم به خرید یا فروش نباشند، مانعی ندارد. کافی، ج ۵،ص ۲۰۲ به بعد.
۴۰- وسائل، ج ۱۸، ص ۵۵، رقم ۵، باب ۹ عقود.
۴۱- مرآة العقول، ج ۱۹، ص ۲۲۸.
۴۲- یعنی:از انبان آهک به او، چیزی داده است. و این اصطلاح در آن دوره رایج‏بوده. ر.ک: بحار الانوار، ج ۴۸، ص‏۲۰۲ و وسائل، ج ۲۶، ص ۲۳۸، رقم ۱۶، باب ۱، میراث ولدالعتق و تهذیب، ج ۹، ص ۳۳۲ و استبصار، ج ۴، ص‏۱۷۴.
۴۳- وسائل، ج ۱۷، ص ۲۳۱، رقم ۸، باب ۵۹ مایکتسب به.
۴۴- کتاب البیع، ج ۲، ص ۴۱۴.
۴۵- البیع، ج ۲، ص ۴۱۰.
۴۶- وسائل، ج ۲۷، ص ۱۰۶، باب ۹ صفات قاضی و کتاب البیع، ج ۲، ص ۴۱۶.
۴۷- وسائل، ج ۱۸، ص ۱۳۵، باب ۷ ابواب الربا، رقم ۱ و ۳.

 



:: بازدید از این مطلب : 329
|
امتیاز مطلب : 29
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
تاریخ انتشار : پنج شنبه 21 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : دشمن شیطان

 
   
 
 
 
 
     
 
   
 

لقمه حلال؛ این عبارت بیانگر دغدغه بسیاری از افرادی است که به دنبال جلب رضایت خداوند متعال و داشتن زندگی سالم و خالی از شبهات اقتصادی هستند. با توجه به گستردگی معاملات و امور تجاری در زندگی امروزی، رعایت این اصل مهم اقتصاد اسلامی یعنی، تن ندادن به بیع و معاملات ربوی، برای ملتزمان به دین اسلام و اصول آن، امری اجتناب ناپذیر است. ربا، از احکام صریح و غیر قابل خدشه قرآن است. در این مطلب سعی شده که با بیان آیاتی که صراحت در ربا دارند، جایگاه این حکم فقهی در قرآن نشان داده شود و همچنین نظر مشهور فقهای شیعه بر مبنای این آیات بیان گردد.

● تاریخچه ربا

لوح های گلی به جامانده از سومری ها که به چهار هزار سال قبل از میلاد مسیح می رسد، نشان می دهد که استقراض در آن زمان رواج داشته است. افراد طلا و نقره و دیگر کالاها را قرض می گرفتند و در مقابل سودی با نرخ حدود ۳۳ ۱۵درصد در سال به وام دهنده می پرداختند. در مصر باستان و بسیاری دیگر از تمدن های کهن مثل بابل، چین و یونان نیز ربا رایج بوده است.

ویل دورانت در کتاب «تاریخ تمدن» می نویسد: «از اسناد برجای مانده از چهار هزار سال پیش از میلاد به دست می آید که قراردادها را با نوشتن و گواهی مؤکد می کرده اند و نیز آئین وام گرفتن نزد آنها معمول بوده است. کالا یا طلا و نقره را قرض می گرفته اند و در برابر آن سودی سالیانه در حدود ۳۳ ۱۵درصد به وام دهنده می داده اند زیرا در آن زمان پول در حد وفور در میان مردم نبوده و معاملات با تبادل کالا انجام می گرفته و ربا از جنس خود کالا دریافت می شده است. توانگران نسل به نسل به وام دادن طلا و نقره عادت کرده بودند. کاهنان نیز به مردم قرض ربوی می دادند و در قوانین بابلی این اصل مسلم بود که هیچ کس حق نداشت پول قرض کند مگر آن که خود را مسئول پرداخت بداند. به همین جهت وام دهنده می توانست در صورت عدم وصول آن فرزند بدهکار را به گروگان بگیرد. تمدن بابلی اصولاً برپایه بازرگانی تکیه داشت و بیشتر اسنادی که به دست ما رسیده، دلالت دارد که خرید و فروش و وام و قرض دادن و مشارکت و نظایر آن در میان قوم بابل رواج داشته است.»

● ربا در دیگر ادیان

ربا در همه ادیان آسمانی حرام شمرده شده است. در بررسی حرمت ربا در دین یهود می توان با مراجعه به تورات موارد متعدد تحریم ربا را یافت. از جمله این که در تورات آمده است: «اگر نقدی به فقیری از قوم من که همسایه تو باشد قرض دادی مثل ربا خوار با او رفتار مکن و هیچ سود بر او مگذار». یا در جای دیگر آمده است: «اگر برادرت نیازمند شد به او قرض بده و از او سود یا منفعتی طلب مکن.» یهودیان به صراحت از ربا منع شده اند. البته در حال حاضر یهودیان گرفتن ربا از یکدیگر را حرام و از غیر یهودی جایز می دانند.

تمام دستورات تحریم ربا در دین یهود شامل آئین مسیحیت نیز می شود. در انجیل آمده است: «اگر به کسانی قرض دهید که امید بازگرداندن را از آنها دارید، چه فضیلتی بر شما دارد. گناهکاران نیز به هم قرض ربوی می دهند تا آنها مثل آن را برگردانند.»

● ربا در آیات قرآن

حداقل هفت آیه در قرآن کریم به حرمت ربا، دلالت واضح دارد. سوره بقره آیه های ۲۷۵ ، ۲۷۶ ، ۲۷۸ و ،۲۷۹ سوره آل عمران، آیه های ۱۳۰ و ۱۳۱ و سوره نساء آیه ۱۶۱. در بین این آیات، آیه های ۲۷۸ و ۲۷۹ سوره بقره دلالت صریح و محکم تری بر حرمت ربا و اهمیت آن دارد. گفته شده است که بعد از نزول این آیه پیامبر (ص) مأموریت یافت که با ربا خواری با قدرت برخورد کند و با توسل به زور ، دست رباخواران را کوتاه نماید. در قرآن کریم در مورد هیچ گناهی جز ربا چنین تعابیری به کار نرفته است. می توان گفت که گناه ربا، تنها گناهی است که خداوند در برابر آن چنین موضع سختی را اتخاذ کرده است. آیاتی که موضع گیری های صریح و سخت خداوند در برابر این گناه را به تصویر می کشد، به این ترتیب است:

۱) الذین یأکلون الربالایقومون الاکمایقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس ذلک بانهم قالوا انما البیع مثل الربوا و احل الله البیع و حرم الربا فمن جاء موعظهٔ من ربه فانتهی فله ما سلف و امره الی الله و من عادف ا ولئک اصحاب النار هم فیها خالدون. (بقره / ۲۷۵)

کسانی که ربا می خورند (در قیامت) بر نمی خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماس شیطان دیوانه شده (و نمی تواند تعادل خود را حفظ کند گاهی زمین می خورد و گاهی بر می خیزد) این به خاطر آن است که گفتند: داد و ستد مانند ربا است (و تفاوتی میان آن دو نیست) در حالی که خدا بیع را حلال کرده و ربا را حرام (زیرا فرق میان این دو بسیار است) و اگر کسی اندرز الهی به او رسد و (ازرباخواری) خودداری کند، سودهایی که در سابق [قبل از نزول حکم تحریم] به دست آورده مال اوست (و این حکم گذشته را شامل نمی شود) و کار او به خدا واگذار می شود (وگذشته او را خواهد بخشید) اما کسانی که باز گردند (و بار دیگر مرتکب این گناه شوند) اهل آتشند و همیشه در آن می مانند.

الف و لام جنس که بر روی کلمه «بیع» (خرید و فروش) آمده است، همه اقسام بیع را در بر می گیرد. بیع دو نوع است:

▪ بیع مصرفی یعنی خرید و فروش (لوازم زندگی و امور مصرفی مثل خرید قند و شکر و فروختن شیر)

▪ بیع تجاری و تولیدی (خرید و فروشی که برای سود جستن و اضافه کردن سرمایه باشد). الف و لام جنس تمام انواع بیع را در بر می گیرد و در مقابل آن الف و لامی که بر روی «ربا» آمده، انواع ربا چه در تولید و تجارت و چه در مصرف را در بر می گیرد.

نتیجه آیه این است که خداوند انواع بیع و معاملات را حلال شمرده است به جز آن مواردی که با دلایل خاص حرمتشان بیان شده مثل بیع خمر و ربا. مقدم بودن کلمه «البیع» بر کلمه «الربا» دلالت بر حصربیع دارد. یعنی فقط بیع است که مثل رباست از جهت سوددهی اما معاوضات دیگر که در قالب های متفاوت انجام می گیرد مثل هبه و اجاره و صدقه هیچ گونه شباهتی با ربا ندارند.

تعبیر جن زدگی در زمان نزول این آیه شایع بوده است. حتی کفار برای توهین به پیامبر (ص) به ایشان لقب مجنون و ساحر را می دادند و عقاید خاصی به اجنه داشتند. بنابراین قرآن استناد به همین عقیده عرفی کرده است. جهت تقریب به ذهن باید گفت که در زبان فارسی هم گفته می شود که «فلانی مست مال و شهوت است». قرآن هم اشاره به این دارد که افرادی که ربا خوار بوده اند، جن زده اند ولو این که در ظاهر سالم باشند ولی روح آنها گرفتار چنین حالتی است.

۲) یمحق الله الرباو یربی الصدقات والله لایحب کل کفار اثیم. (بقره۲۷۶ /)

خداوند ربا را نابود می کند و صدقات را افزایش می دهد و خداوند هیچ انسان ناسپاس گنهکاری را دوست نمی دارد. کلمه «یمحق» به معنی «کاهش می دهد» است. مفهوم آن این است که خداوند نتایج سود ربوی را کاهش می دهد و مالی که از طریق ربا به دست آمده بی برکت و کم ارزش می نماید. سودی که ربا خوار از ربا به دست می آورد در مقابل یک سود حلال، بی ارزش و بی حاصل است و در مقابل آن صدقه قرار دارد.

یعنی هرچند که صدقه معادل با کم شدن ظاهری مال است اما برعکس خداوند در ازای این کاستی، برکات و فزونی در مال صدقه داده شده به وجود می آورد؛ یا در دنیا و یا در آخرت.

۳) یا ایهاالذین آمنوا اتقوالله وذروا ما بقی من الربوا إن کنتم مؤمنین. (بقره۲۷۸ /)

ای کسانی که ایمان آورده اید از (مخالفت) خدا بپرهیزید و آنچه از (مطالبات) ربا باقی مانده رها کنید، اگر ایمان دارید. بعد از نزول این آیه رسول خدا(ص) فرمودند: هرکس ربا بگیرد قتل او واجب است.

۴) فان لم تفعلوا فأذنوابحرب من الله ورسوله و إن تبتم فلکم رؤوس اموالکم لا تظلمون و لا تظلمون. (بقره۲۷۹ /)

اگر چنین نکنید بدانید که خدا و رسولش با شما پیکار خواهند کرد و اگر توبه کنید سرمایه های شما از آن شماست (اصل سرمایه بدون ربا) نه ستم می کنید و نه برشما ستم می شود.

در این آیه لحن سخن تغییر می کند و بعد از این که خداوند در آیات قبل ربا خواران را نصیحت می کند، در این آیه به آنها اخطار می کند که اگر به کارشان ادامه دهند و در برابر حق تسلیم نشوند به خدا و رسولش اعلان جنگ داده اند. لحن آیه آن قدر شدید است که برخی گمان کرده اند مخاطب آیه کفاری هستند که با اعتقاد به حلیت ربا و گفتن «انما البیع مثل الربا» اقدام به رباخواری می کنند.

۵) یا ایها الذین آمنوالاتأکلواالربا اضعافاً مضاعفهًٔ و اتقواالله لعلکم تفلحون. (آل عمران۱۳۰ /)

ای کسانی که ایمان آورده اید! ربا (و سود پول) را چند برابر نخورید. به خدا ایمان آورید تا رستگار شوید.

گفته اند این آیه نخستین دستوری بود که خداوند با فرستادن آن به طور صریح مسلمانان را از رباخواری نهی کرد. در «لاتأکلوا» منظور از «اکل» خصوص خوردن نیست بلکه شامل گرفتن و هر نوع تصرفی در مال غیر از طریق ربا می باشد. اما چون خوردن از توابع مهم اکثر تصرفات است و همچنین از باب مجاز، تعبیر به «اکل» شده است.

علامه طباطبایی در تفسیر این آیات می گوید: این آیات در مقام تأکید حرمت ربا و سخت گیری بر رباخواران است و در مقام تشریع ابتدایی نیست. (آیات سوره بقره) چون زبان آنها زبان قانونگذاری نیست. آیه ای که از نظر لحن کلام صلاحیت قانونگذاری را دارد، آیه ۱۳۰ سوره آل عمران است که می فرماید: «لاتأکلواالربا اضعافاً مضاعفهًٔ...». از قسمتی از آیات سوره بقره مانند جمله «وذروامابقی من الربا...» استفاده می شود که مسلمانان کاملاً رباخواری را ترک نکرده بودند و با وجود نهی شارع هنوز ربا کم و بیش در میان آنها متداول بود. بدین سبب خداوند فرمان داد که به طور کلی از ربا خودداری کنند و از سودی که برعهده بدهکاران است، صرف نظر نمایند.

۶) وأخذهم الربا و قد نهواعنه و أکلهم اموال الناس بالباطل و اعتدنا للکافرین منهم عذاباً الیماً. (نساء۱۶۱ /)

و(همچنین) به خاطر ربا گرفتن در حالی که از آن نهی شده بودند و خوردن اموال مردم به باطل و برای کافران عذاب دردناکی آماده کرده ایم.

از این آیه فهمیده می شود که ربا در دین یهود تحریم شده بود لکن آنها مخالفت می نمودند و با انواع نیرنگ ها رباخواری می کردند. اگر چه حرمت ربا در این آیه ظاهراً متوجه یهود است. لکن می توان گفت، تحریم شامل ادیان الهی دیگر هم می شود. در کلام خدا ربا در ردیف ظلم و بازداشتن مردم از راه خدا و خوردن اموال مردم به ناحق قرار گرفته است که حرمت شان شدید و قطعی است و اختصاص به آئین خاصی ندارد، پس قرینه می شود بر این که «ربا» برای پیروان همه ادیان الهی حرام است.

۷) و ما آتیتم من رباً لیربوافی اموال الناس فلایربواعندالله و ما آتیتم من زکوهٔ تریدون وجه الله فاولئک هم المضعفون.(روم۳۹ /)

آنچه به عنوان ربا می پردازید تا در اموال مردم فزونی یابد نزد خدا فزونی نخواهد یافت و آنچه را به عنوان زکات می پردازید و تنها رضای خدا را می طلبید (مایه برکت است) و کسانی که چنین می کنند دارای پاداش مضاعفند.

   
   
 
 
 
      پی نوشتها:
۶ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ،۱۰۳ ص ،۱۲۱ ح ۳۳.
۷ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ،۱۰۳ ص ،۱۱۶ ح ۶.
۸ کافی، ج ،۵ ص ،۱۴۷ ح ۱۲.
۹ طبرسی، مستدرک الوسائل، ج ،۱۳ ص ،۳۳۲ ح ۱۵۵۰۸.
۱۰ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ،۱۲ ص ،۴۵۶ ح ۴.
۱۱ محمدحسین ابراهیمی، ربا و قرض در اسلام، قم، دفتر تبلیغات، ۱۳۷۲



:: بازدید از این مطلب : 565
|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
تاریخ انتشار : پنج شنبه 21 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : دشمن شیطان
اشاره
در شماره‌ی پیشین گفتيم كه ربا يكي از گناهان بزرگ و دام‌هاي شيطان است و او سعي مي‌كند با افكندن انسان‌هاي طماع و پول‌پرست در اين‌ دام، موجبات بدبختي نزول خواران و افراد نزول بگير را فراهم سازد. اينك ادامه بحث را از نظر مي‌گذرانيم:
بعد از هجرت در سه سوره‌ی ديگر از سوره‌هايي كه در مدينه نازل شده بحث از ربا به ميان آمده است كه به ترتيب عبارت‌اند از: سوره بقره، آل عمران، نساء. گرچه سوره بقره قبل از آل عمران نازل شده اما بعيد نيست كه خصوص آيه 130 سوره‌ی آل‌عمران (كه حكم صريح تحريم ربا را بيان مي‌كند) قبل از سوره‌ی بقره و آيات فوق نازل شده باشد.
به هرحال، اين آيه و ساير آيات مربوط به ربا، هنگامي نازل شد كه رباخواري با شدت هرچه تمام‌تر در مكه و مدينه و جزيره عربستان رواج داشت، و يكي از عوامل مهم آن زندگي طبقاتي یعنی ناتواني شديد طبقه زحمت‌كش و طغيان اشراف بود؛ لذا مبارزه‌ی قرآن با ربا بخش مهمي از مبارزات اجتماعي اسلام را تشكيل مي‌دهد. درآیه‌ی 275سوره بقره می‌خوانیم:
«الَّذينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاَّ كَما يَقُومُ الَّذي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَس»‏
«خبط» در لغت به معني عدم حفظ تعادل بدن به هنگام راه رفتن يا برخاستن است، در جمله‌ی بالا شخص رباخوار، به آدم «مصروع» و «ديوانه» تشبيه شده، كه به هنگام راه رفتن قادر نيست تعادل خود را حفظ كند و بطور صحيح گام بردارد.
(احتمال اول) منظور از اين سخن چگونگي «مشي اجتماعي» رباخواران در دنيا است، زيرا آن‌ها عملي همچون ديوانگان دارند و فاقد تفكر صحيح اجتماعي هستند، و حتي منافع خود را هم نمي‌توانند درنظر بگيرند، زيرا مسائلي مانند تعاون، هم‌دردي، عواطف انساني، نوع دوستي براي آن‌ها مفهومي ندارد و پرستش ثروت آن‌چنان چشم عقل آن‌ها را كور كرده كه نمي‌فهمند استثمار طبقات زير دست و غارت كردن دست‌رنجشان، بذر دشمني را در دل‌هاي آنان مي‌پاشد، و به انقلاب‌ها و انفجارهاي اجتماعي كه اساس مالكيت را به‌خطر مي‌افكند منتهي مي‌شود.
در اين صورت امنيت و آرامش در چنين اجتماعي وجود نخواهد داشت، و رباخواران هم نمي‌توانند راحت زندگي كنند و مشي‌شان مشي ديوانگان است.
(احتمال دوم) بر اساس اقوال دیگری، منظور از قيام در این‌آیه رستاخيز و ورود به صحنه‌ی قيامت است، يعني به هنگام زندگي در آن‌جهان به شكل ديوانگان و مصروعان محشور مي‌شوند.
اكثر مفسران احتمال دوم را پذيرفته‌اند، ولي بعضي از مفسران جديد احتمال اول را ترجيح داده‌اند.
اما از آنجايي كه وضع انسان در جهان ديگر تجسمي از اعمال او در اين جهان است، ممكن است آيه اشاره به هر دو معنا باشد، يعني آن‌هایی كه قيامشان در دنيا بي‌رويه و غيرعاقلانه، و آميخته با «ثروت اندوزي ديوانه‌وار» است در جهان ديگر نيز به سان ديوانگان محشور مي‌شوند.
جالب اينكه در روايات به هر دو قسمت اشاره شده است، در روايتي در تفسير به نقل از امام صادق(ع) آمده است:
«رباخوار از دنيا نمي‌رود مگر اينكه به نوعي از جنون مبتلا خواهدشد».
و در روايت ديگر براي مجسم ساختن حال رباخواران شكم‌باره كه فقط به فكر منافع خويش‌اند و ثروت‌شان وبال آن‌ها خواهدشد، ازپيامبر(ص) چنين نقل شده كه فرمود:
«هنگامي كه به معراج رفتم دسته‌اي را ديدم كه به حدي شكم آنان بزرگ بود كه هرچه تلاش مي‌كردند برخيزند و راه بروند، براي آنان ممكن نبود و پي‌درپي به زمين مي‌خوردند. از جبرئيل سؤال كردم: اين‌ها چه افرادي هستند و جرمشان چيست؟ جواب داد: اين‌ها رباخواران هستند».
حديث اول: حالت آشفتگي انسان را درجهان منعكس مي‌سازد.
حديث دوم: حالات رباخواران در صحنه قيامت را بيان مي‌كند. هر دو مربوط به‌ يك حقيقت است:
«ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا»
دراين جمله منطق رباخواران بيان شده است. آن‌ها مي‌گويند: «چه تفاوتي ميان تجارت و رباخواري است». يعني هر دو از انواع مبادله هستند كه طرفين با اراده و اختيار خود آن را انجام مي‌دهند.
قرآن در پاسخ آن‌ها مي‌فرمايد: «واحل الله البيع وحرم الربا» خداوند بيع و تجارت را حلال كرده و ربا را تحريم نموده. يعني ميان اين دو فرق روشني است، و نبايد آن‌ها را با هم اشتباه كرد. قرآن شرح بيشتري در زمينه‌ی تفاوت اين دو نداده است که گويا به دلیل وضوح آن‌ بوده است زيرا:
اولا: در خريد و فروش معمولي هر دو طرف به‌طور يكسان در معرض سود و زيان هستند، گاهي هر دو سود مي‌كنند، گاهي هر دو زيان، گاهي يكي سود و ديگري زيان مي‌ بیند، درحالي كه در «معاملات ربوي» رباخوار هيچ‌گاه زيان نمي بيند و تمام زيان‌هاي احتمالي بر دوش طرف مقابل سنگيني خواهدكرد و به همين‌ دليل است كه مؤسسات ربوي روز به روز وسيع‌تر و سرمايه‌دارتر مي شوند و در برابر تحليل رفتن طبقات ضعيف، بر حجم ثروت آن‌ها دائما افزوده مي شود.
ثانيا: درتجارت و خريد و فروش معمولي، طرفين در مسير «توليد و مصرف» گام برمي‌دارند، در صورتي‌كه رباخوار هيچ عمل مثبتي در اين زمينه ندارد.
ثالثا: با شيوع رباخواري سرمايه‌ها درمسيرهاي ناسالم مي‌افتد و پايه‌هاي اقتصادي كه اساس اجتماع است متزلزل مي‌گردد، درحالي كه تجارت صحيح موجب گردش سالم ثروت است.
رابعا: رباخواري منشأ دشمني‌ها و جنگ‌هاي طبقاتي است، درحالي‌كه تجارت صحيح چنين نيست و هرگز جامعه را به زندگي طبقاتي و جنگ‌هاي ناشي از آن سوق نمي‌دهد.
«فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى‏ فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّه‏»
جمله‌ی بالا مي‌گويد كساني‌كه پند و اندرز الهي درمورد تحريم ربا به آن‌ها برسد و از اين‌كار خودداري كنند، سودهايي را كه قبل از نزول اين حكم گرفته‌اند از آن خود آن‌هاست (يعني اين قانون همانند هر قانون ديگر عطف به ماسبق نمي‌شود)، زيرا مي‌دانيم اگر قوانين بخواهد گذشته را هم شامل شود مشكلات فراوان و هرج‌و‌مرج شديد در زندگي مردم به وجود مي‌آورد، به همين دليل هميشه قوانين از زماني كه رسميت مي‌يابد اجرا مي‌شود.
البته معني اين سخن آن نيست كه اگر رباخواران مطالباتي از افراد داشتند بعد از نزول آيه مي‌توانستند چيزي بيش از سرمايه خود از آن‌ها بگيرند، بلكه منظور اين است که سودهايي كه قبلا گرفته‌اند، براي آن‌ها مباح است.
سپس مي فرمايد: «وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّه‏» يعني كار آن‌ها در قيامت به خدا واگذار مي‌شود، گرچه ظاهر اين جمله اين است كه آينده‌ی اين گونه افراد از نظر مجازات و عفو روشن نيست، ولي با توجه به جمله‌ی قبل معلوم مي‌شود كه منظور همان عفو است، گويا اهميت گناه ربا، سبب شده كه حتي حكم عفو درباره‌‌ی كساني ‌كه قبل از نزول آيه دست به اين كار زده‌اند به طور صريح و بي پرده گفته نشود.
«وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُون‏ِ»
اگر كسي پس از اين اندرز الهي با آن‌ همه تأكيد و اصرار، دست از اين عمل برندارد، بايد در انتظار عذاب دردناك و دائمي پروردگار باشد.
عذاب «خالد و هميشگي» گرچه از براي افراد با ايمان نخواهد بود؛ ولي منظور از اين آيه رباخواراني است كه به عنوان مبارزه با قانون خدا و دشمني و لجاجت، مرتكب اين گناه مي‌شوند، مسلّما چنين اشخاصي ايمان صحيحي ندارند و به همين‌ دليل آيه مي‌گويد: «عذاب آن ها جاويدان است».
مي‌توان گفت: منظور از خلود در اينجا مانند آيه (93) سوره نساء مجازات طولاني است نه ابدي و جاويدان و ممكن است رباخواري مستمر و دائم سبب شود كه انسان، بدون ايمان از دنيا برود.[1]


:: بازدید از این مطلب : 520
|
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
تاریخ انتشار : پنج شنبه 21 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : دشمن شیطان

|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
تاریخ انتشار : پنج شنبه 21 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : دشمن شیطان

علل گسترش رباخواری

علل گسترش رباخواری و راههای جلوگیری از آن

پول، نقدترین كالایی است كه هر كس می تواند در اختیار داشته باشد. كسی كه پول در اختیار دارد، می تواند از آن برای خرید كالاهای مصرفی استفاده كند و یا آن را به منظور كسب درآمد، "سرمایه گذاری" نماید. وقتی صاحب پول، از به كارگیری آن در راه افزایش مصرف فعلی خود و نیز از سرمایه گذاری و در معرض رشد قرار دادن آن موقتاً صرف نظر می كند، و آن را به دیگری "قرض" می دهد، آشكارا از انواعی از مطلوبیت چشم پوشیده است.
نظریه های متعددی توسط اقتصاددانان غیرمسلمان ارائه شده است كه همگی تلاش می كنند نشان دهند كه اگر قرض دهنده در ازای چشم پوشی از مصرف فعلی، سرمایه گذاری و یا ،حداقل،از دست دادن قدرت نقد شوندگی فوری دارایی خود، از قرض گیرنده مطالبه پاداش كند، كاری غیر معقول انجام نداده است. به عبارت دیگر، قرض دهنده منطقا حق دارد از قرض گیرنده بهره دریافت كند. این نظریه ها تا آنجا كه به افراد و روابط میان آنها مربوط می شود، نظریاتی منسجم و قابل دفاع هستند. بحث از ممنوعیت و حرمت ربا وقتی قابل فهم است كه بحث را از حوزه روابط فردی به حوزه آثار و مقتضیات اجتماعی رباخواری منتقل كنیم.
اقتصاددانانی كه رواج رباخواری در جوامع را به مثابه مانعی اساسی بر سر راه توسعه سرمایه گذاری و كسب و كار دانسته اند، به این امر واقف بوده اند كه قرض دهنده در ازای چشم پوشیدن از لذت آنی و استفاده از پول خود در مسیر مصرف یا سرمایه گذاری، حق مطالبه پاداش از قرض گیرنده را دارد، با وجود این از نظر آنها، آثار مخربی كه از ناحیه این عمل فردی به اقتصاد جامعه منتقل می شود، آن قدر زیاد و قابل توجه است كه ممنوع ساختن افراد را از آنچه در حوزه روابط فردی حق آنها محسوب می شود، موجه می سازد.
از پاره ای روایات هم كه به فلسفه حرمت ربا اشاره دارند، نیز می توان همین مطلب را برداشت نمود؛ به این معنی كه روایات مزبور، علت تحریم ربا در شریعت را آثار مخرب آن بر اقتصاد جامعه دانسته اند. دین اسلام، به منطقی بودن مطالبه پاداش از گیرنده پول توسط دهنده پول اذعان می كند و این از واقع بینی این شریعت آسمانی ناشی می شود. در عین حال، اسلام به بعد دیگری از واقعیت هم توجه دارد و آن آثار سوء اقتصادی و اجتماعی رواج رباخواری در جامعه است.
این پارادوكس چگونه قابل حل است؟ راه حل پیشنهادی اسلام، تن دادن صاحب پول به نوع خاصی از پاداش، یعنی سهم بری از سودی است كه در نتیجه عملیات اقتصادی گیرنده پول حاصل می شود. امروزه اقتصاددانان به این باور قطعی رسیده اند كه تنها این نوع از مطالبه پاداش توسط دهنده پول است كه به نتایج سوء اقتصادی و اجتماعی ناشی از رباخواری منجر نمی شود. رباخواری، كسب درآمد از پول بدون پذیرفتن مخاطرات ناشی از سرمایه گذاری است و اسلام، پیروان خون را از این نوع كسب درآمد، به دلیل آثار سوء اجتماعی و اقتصادی آن بر حذر داشته است. لازمه عملی شدن این طرز تفكر در جامعه این است كه زمینه كسب و كار و سرمایه گذاری مطمئن در جامعه مهیا باشد و چشم انداز سودآوری ناشی از سرمایه گذاری بیشتر از نرخ بهره معمول در جامعه باشد.
بدیهی است، در چنین وضعیتی، دارندگان پول، تمایل چندانی به كسب درآمد از طریق رباخواری نخواهند داشت. در برهه هایی از زمان كه این شرایط مهیا نباشد، یعنی به علل مختلف، سرمایه گذاری در جامعه از سود آوری یا امنیت كافی برخوردار نبوده و در نتیجه صاحبان پول مایل به واگذاری پول خود به شرط سهم بری از سود ناشی از عملیاتی كه گیرندگان پول با پول آنان انجام می دهد نباشند. تنها یك عامل می تواند آنان را از گرایش به رباخواری باز دارد و آن التزام عملی به دستورات دینی و از جمله نهی صریح قرآنی از رباخواری است. این بحث را به این جهت مطرح كردیم كه بتوانیم با بصیرت بیشتری به علل گسترش رباخواری بپردازیم. مجموعه مطالبی كه در بالا بیان كردیم به ما می گوید گرایش به رباخواری، هم ریشه فردی دارد و هم ریشه اجتماعی. ریشه فردی رباخواری، ضعف باورهای دینی آحاد جامعه است. ریشه اجتماعی این مسأله هم نامناسب بودن فضای كسب و كار در جامعه می باشد كه دارندگان پول را به كسب درآمد بیشتر، مطمئن تر و بی دردسرتر از طریق اقدام به رباخواری تشویق می كند. در حال حاضر، گسترش رباخواری در كشور ما، با هر دو عامل پیش گفته، قابل توضیح است.
عدم التزام به تحذیر قرآنی از رباخواری، گهگاه به دلیل ناآگاهی جامعه از این مسأله است. همچنین، مباحث نظری فراوانی كه در سالهای اخیر پیرامون چیستی ربا. تفاوت ماهوی ربا و بهره، تفاوت میان ربای استهلاكی و ربای استقراضی و ... مطرح شده است، اعتقاد جازمی را كه پدران ما نسبت به حرمت ربا و در حال جنگ بودن رباخوار با خداوند و ...
داشتند، از شهروندان جامعه امروز گرفته و قبح رباخواری را كمابیش از اذهان مردم جامعه ما زدوده است. از همه مهمتر، عملكرد غیرقابل دفاع نظام بانكی كشور در بیست ساله گذشته است كه مردم را در عمل به دوری از كسب و كار، و كسب درآمد مطمئن و بدون دردسر از پول عادت داده است. این نحوه عملكرد، بویژه با توجه به انتساب آن به قانونی كه عنوان آن "قانون عملیات بانكی بدون ربا" است و تصویب مجلس شورای اسلامی و تأیید شورای نگهبان قانون اساسی،مشتمل بر شش فقیه،را به همراه دارد، بزرگترین بدآموزی مفهومی را در رابطه با پدیده ربا به جامعه تحمیل كرده است. حتی اگر بپذیریم كه عملیات نظام بانكی، واقعاً جنبه سرمایه گذاری دارد و عاری از رباست، نرخ سود واقعی منفی یا اندكی كه به صاحبان سپرده پرداخت می شود، بسیاری از متمولان را به حضور در بازار غیررسمی پول به منظور استفاده از نرخهای بهره بسیار بالاتر، تشویق می كند. اگر بخواهیم از منظر دیگر، یعنی ریشه های اجتماعی گسترش رباخواری در كشور، به این مقوله بپردازیم؛ باید به عوامل متعددی كه به كاهش سود مورد انتظار طرحهای سرمایه گذاری منجر می شوند، اشاره كنیم. حضور پاره ای انحصارات دولتی و غیر دولتی در اقتصاد، عدم ثبات در سیاستها و برنامه ریزیهای دولتی معطوف به كسب و كار، فساد در دستگاه دیوان سالاری كشور، شفاف نبودن نظام مالیاتی، نوع نگاه قانون كار به روابط میان كارگر و كارفرما و ... برخی از عواملی هستند كه امنیت سرمایه گذاری و نیز، چشم انداز سود حاصل از سرمایه گذاری در كشور را تحت تأثیر قرار داده اند. ریشه یابی فوق، متناظر با این نتیجه گیری است كه برای جلوگیری از رواج روزافزون رباخواری، باید به هر دو منشأ فردی و اجتماعی آن توجه كرد. گسترش باور آحاد جامعه به ضد ارزش بودن عمل رباخواری، مستلزم تصحیح عملكرد نظام بانكی كشور است. تفاهم صاحب نظران مسلمان و حصول نوعی اجماع بر سر مفهوم ربای محرم در شریعت، به منظور پایان دادن به مباحث نظری كه نفس طرح آنها در جامعه می تواند به تزلزل و تردید در میان مردم منجر شود، ضرورتی غیرقابل انكار است. و بالاخره، برطرف كردن موانع اساسی موجود بر سر راه كسب و كار در كشور از طریق اصلاح قوانین، تثبیت و عاقلانه كردن سیاستها و برنامه های دولتی، كنترل فساد اداری، توسعه زیرساختها و كاهش هزینه مبادله در اقتصاد، به دلیل ترغیب مردم به سرمایه گذاری مستقیم و یا تأمین مالی طرحهای سرمایه گذاری از اقبال آنان به رباخواری خواهد كاست. دكتر حسین زاده بحرینی--روزنامه قدس



:: بازدید از این مطلب : 1445
|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
تاریخ انتشار : پنج شنبه 21 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : دشمن شیطان
واژه ربا در زبان فارسي به معناي بيشي، افزون شدن، نما كردن و سود يا ربحي كه داين از مديون مي‌ستاند گفته مي‌شود.
و دراصطلاح هر نوع توافق بين دو يا چند نفر تحت هر قراردادي از قبيل بيع، قرض، صلح و امثال آن، جنسي را با شرط اضافه با همان جنس مكيل و موزون معامله نمايد و يا زائد بر مبالغ پرداختي دريافت نمايد ربا محسوب و جرم شناخته مي‌شود.
معناي لغوي ربا مساوي با اصطلاح شرعي آن نيست زيرا در لغت ربا به مطلق زيادي اطلاق مي‌شود در حاليكه به هر زيادي در معاملات و مبادلات ربا گفته نمي‌شود و هر اضافي حرام نيست ربا در واقع زيادي بر اصل مال است ولي از نظر شرع به زيادي ويژه‌اي اطلاق مي‌شود.
 
عناصر جرم ربا:
 
الف) عنصر مادي:  
1- مرتكب: كه بين اشخاصي حقيقي است ولي بدليل سكوت مقنن مي‌توان استنباط كرد كه اگر شخص حقوقي يا حيقيقي باشد ربا تحقق مي‌يابد و فقط يك استثناء وجود دارد آن هم مسئله عمليات بانكي است كه از طرف فقهاي عظام مورد بحث واقع شده است.
2- فعل مرتكب: عمل مثبت مادي خارجي است كه توافق برگرفتن مبلغ و مقدار زيادي از اصل مال در قرض ومعامله.
3- موضوع جرم: رباي معاملي و رباي قرضي
4- نتيجه مجرمانه: گرفتن مبلغ زيادي كه قبلاٌ بر آن توافق كرده بودند چون اگر مالي ردّ و بدل نشود با وجود توافق قبلي جرم نيست و ممكن است مصداق شروع به ربا باشد.
 
ب) عنصر قانوني:
قانون: ماده 595 قانون مجازات اسلامي ربا را جرم و براي آن مجازات در نظر گرفته است: مرتكبين اعم از ربا دهنده، ربا گيرنده و واسطۀ بين آنها علاوه بر ردّ اضافه به صاحب مال به شش ماه تا سه سال حبس و تا 74 ضربه شلاق و نيز معادل مورد ربا به عنوان جزاي نقدي محكوم مي‌گردند.
جرم ربا با توجه به ماده 727 از جرايم غير قابل گذشت مي‌باشد و براي پيگيري آن نيازي به شكايت شاكي نيست و به محض اطلاع مراجع قضايي و انتظامي قابل پيگيري و تعقيب مي‌باشد.
 
ج) عنصر معنوي:
  1- سوء نيت عام يا همان قصد فعل مي‌باشد كه مرتكب قصد، ربا دادن را دارد
 2-  سوء نيت خاص يا عمد در فعل كه مرتكب با علم و آگاهي از ربا بودن و علم به حرمت ربا و جرم بودن آن قصد استيفاء نامشروع نسبت به ربا دهنده را دارد.
 
انواع ربا در فقه اسلامي:
ربا در فقه شيعه به دو نوع اصلي 1- رباي معاملي 2- رباي قرضي تقسيم مي‌شود.
رباي معاملي: هر گونه زيادي در معامله دو شيء همجنس و يا معامله‌اي كه محتمل بر زيادي يكي از عوضين باشد رباي معاملي ممكن است در معامله نقد و نسيه محقق شود. مشهور فقهاء اعتقاد به عموميت ربا در معاملات دارند نه اينكه اختصاص به عقد بيع داشته باشد.
رباي قرضي: رايج‌ترين نوع ربا است به اين صورت كه فرد براي تأمين نياز مالي جهت امور مصرفي يا سرمايه‌گذاري تقاضاي قرض مي‌كند و در ضمن عقد قرض متعهد مي‌شود آنچه را مي‌گيرد همراه با زيادي برگرداند. بطور كلي اگر در عقد قرض شرط شود هنگام بازپرداخت بدهي مقداري به مبلغ قرض افزوده شود به اجماع علماي اسلام ربا و حرام است ( جواهر الكلام ج 25 ص 5).
 
موارد استثنايي كه ربا صدق مي‌كند ولي حرام نيست:
1-   رباي بين زن و شوهر
2-   رباي بين پدر و فرزند
3-   رباي بين مسلمان و كافر
 
فرار از ربا (حيله‌هاي ربا):
در اصطلاح فقهاء حيله به راه چاره‌اي گفته مي‌شود كه شخص براي فرار از حرمت ربا مي‌كوشد از طريق بعضي از معاملات و عقود كه ظاهري شرعي دارند به هدف اصلي خود كه همانا دريافت زيادي است دست يابد بي‌آنكه در ظاهر مخالفت شرع كند و مستحق عقوبات دنيوي و اخروي رباخواري شود.
 
حكم حيله‌هاي ربا:
اكثر فقها معتقدند بكارگيري حيله در معاملات ربوي صحيح است اما عده‌اي هم معتقدند حيله در رباي معاملي صحيح و در رباي قرضي باطل است، امام خميني (ره) هم قائلند كه در هر دو صورت حيله باطل است چون بازي با الفاظ باعث تغيير حقيقت ربا نمي‌شود.
 
احكام و كيفر رباخواري:
لازم است مال مورد ربا به صاحب آن ردّ شود و اگر معلوم نبود بايد از طرف مالك صدقه داده شود و اگر ميزان ربا معلوم نباشد با صاحب آن مصالحه صورت گيرد و اگر ربا با مال حلال آميخته شود و مالك ربا مشخص نباشد خمس مال به افراد مستحق داده مي‌شود و فرد رباخوار پس از توبه تمام اموالي را كه از راه رباخواري بدست آورده بايد به صاحبش بدهد اگر توبه نكند و رباخواري را ادامه دهد فردي فاسق است و فرد رباخوار كه با علم و آگاهي از حرمت ربا آن را حلال بداند كافرمحسوب مي‌شود و مرتكبين ربا اعم از ربادهنده، رباگيرنده و واسطۀ بين آنها به شش ماه تا سه سال حبس و تا 74 ضربه شلاق و نيز معادل مال مورد ربا بعنوان جزاي نقدي محكوم مي‌گردند.
 
 منابع:
 
1- كتاب ربا پيشينۀ تاريخي ربا در قرآن و سنت، انواع ربا و فرار از ربا- بوستان كتاب ، قم، بخش فرهنگي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، سال 1381
2- نوري كرماني، محمد امير؛ كتاب موضوع شناسي ربا و جايگاه آن در اقتصاد معاصر، ، دفتر تبليغات اسلامي، شعبه خراسان، بوستان كتاب قم، 1381
3- زراعت، عباس؛ شرح قانون مجازات اسلامي بخش تعزيرات، ج 3، ، 1382، ققنوس
4- شامبياتي، هوشنگ؛ حقوق كيفري اختصاصي، ج 3، ، انتشارات ژوبين 1376


:: بازدید از این مطلب : 453
|
امتیاز مطلب : 24
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
تاریخ انتشار : پنج شنبه 21 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : دشمن شیطان

|
امتیاز مطلب : 30
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10
تاریخ انتشار : پنج شنبه 21 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : دشمن شیطان

|
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
تاریخ انتشار : شنبه 16 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : دشمن شیطان
لقمه های آتشین

 

در ایین پاک اسلام، درآمد و کسب حلال جایگاه ارزشمندی دارد و در مقابل، درآمد و لقمه حرام امری بسیار نکوهیده دانسته شده که عواقب سوء دنیوی و اخروی در پی خواهد داشت. در این مقاله پاره‌ای از درآمد‌های نامشروع را که در ایات و روایات بدان‌ها اشاره شده، برمی‌شمریم.

رشوه

یکی از راه‌های درآمد حرام، رشوه خواری است. امام صادق(ع) فرمود: «ایاکُمْ و الِرِّشوَة فَإنَّها مَحضُ الکُفْرِِ، وَ لایشُمُّ صاحِبُ الرّشوَةِ ریحَ الجَنّةِ؛[1] از رشوه خواری بپرهیزید؛ زیرا این کار در حقیقت کفر محض است و رشوه‌خوار بوی بهشت را استشمام نمی‌کند».

پیامبر اکرم(ص) فرمود: رشوه دهنده، رشوه‌ گیرنده و واسطه بین آنها، ملعون هستند».[2]

کم‌فروشی

در قرآن کریم آمده است: )وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ الّذینَ إِذَا اکْتالُوا عَلَى النّاسِ یَسْتَوْفُونَ وَ إِذا کالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ...(؛[3] «وای بر کم فروشان؛ آنان که وقتی برای خود پیمانه می‌کنند، حق خود را به طور کامل می‌گیرند. اما هنگامی که می‌خواهند برای دیگران پیمانه کنند، کم می‌گذارند».

کم‌فروشی نظم اجتماع و امنیت اقتصادی مردم را به خطر می‌اندازد و موجب فساد خواهد شد. خداوند می‌فرماید: )وَ یا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیالَ وَ الْمیزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النّاسَ أَشْیاءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِی اْلأَرْضِ مُفْسِدینَ(؛[4] «ای قوم من! پیمانه و وزن را با عدالت، تمام دهید و بر اشیای مردم عیب نگذارید و از حق آنان نکاهید و در زمین به فساد نکوشید».

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «هر کس در کیل و وزن خیانت کند، فردا او را به قعر دوزخ فرو برند و در میان دو کوه آتش جایش دهند و به او گویند: این کوه‌های آتش را وزن کن و او همیشه به این عمل (دردناک و سوزان) مشغول خواهد بود».[5]

در حدیث دیگری آن حضرت می‌فرماید: «پنج خصلت ناپسند است که با پنج مصیبت و بلا همراه است؛ از آن جمله: هیچ گروهی کم‌فروشی را پیشه خود نساختند، مگر اینکه از روییدنی‌ها و غذای مورد نیازشان محروم گردیدند و به قحطی و گرانی گرفتار شدند...».[6]

دزدی

مؤمن دزدی نمی‌کند. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «وَ لایسْرُقُ السّارِقُ وَ هُوَ مؤمِنٌ؛[7] هیچ کسی در حالی که مؤمن باشد، دزدی نمی‌کند»؛ یعنی اگر مؤمنی به دزدی مشغول شود، در آن حال از ایمان جدا و ایمان از او سلب شده است.

خداوند می‌فرماید: )وَ السّارِقُ وَ السّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکالاً مِنَ اللّهِ وَ اللّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ(؛[8] «دست مرد و زن دزد را، به کیفر عملی که انجام داده‌اند، به عنوان مجازات الهی قطع کنید. خداوند توانا و حکیم است».

حضرت علی بن موسی الرّضا(ع) فرمود: «علت قطع کردن دست دزد این است که دست او مؤثرترین عضو در سرقت است و بریدن دست او برای عقوبت و عبرت دیگران است تا دیگران جرئت بر دزدی نداشته باشند. دزدی و غصب اموال مردم از این جهت حرام گردیده که امنیت اقتصادی فرد و جامعه را از بین می‌برد و موجب تنازع، قتل و کشتار، ترک داد و ستد و تجارت و بی‌رغبتی به صنعت و نیز باعث به وجود آمدن انواع مفاسد می‌شود».[9]

امام صادق(ع) فرمود: «از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل است که فرمود: چهار چیز داخل هیچ خانه‌ای نشد، مگر اینکه آن را ویران ساخت و برکت از آن خانه رخت بربست: خیانت، دزدی، شراب‌خواری و زنا».[10]

بعضی اقدامات افراد به ظاهر دزدی نیست، امّا بنابر روایات ملحق به دزدی شده است. امام صادق(ع) فرمود:

«سه دسته از افراد به عنوان دزد قلمداد می‌شوند:

1.کسانی که زکات اموالشان را نمی‌پردازند؛ 2. افرادی که خوردن مهریه همسرانشان را برای خود جایز می‌دانند و به آنها تحویل نمی‌دهند؛ 3. اشخاصی که از کسی مالی را به عنوان قرض می‌گیرند، ولی قصد بازپرداخت آن را ندارند».[11]

خیانت

خداوند می‌فرماید: )وَ ما کانَ لِنَبِیّ أَنْ یَغُلّ وَ مَنْ یَغْلُلْ یَأْتِ بِما غَلّ یَوْمَ الْقِیامَةِ ثُمّ تُوَفّى کُلّ نَفْسٍ ما کَسَبَتْ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ(؛[12] «ممکن نیست هیچ پیامبری خیانت ورزد و هر کس خیانت کند، روز رستاخیز آنچه را در آن خیانت کرده، با خود به صحنه محشر می‌آورد. سپس به هر کس، آنچه را فراهم کرده (و انجام داده) است، به طور کامل داده می‌شود (و به همین دلیل) به آنها ستم نخواهد شد (چرا که محصول اعمال خود را خواهند دید)».

این ایه به دنبال ایات «غزوه احد» نازل شده و پاسخ به کسانی است که گفتند: می‌ترسیم پیامبر در تقسیم غنایم ما را از نظر دور بدارد.

خداوند متعال در این ایه اوّل ساحت مقدس انبیا را به طور کلّی از خیانت منزه داشته است، سپس به طور عام می‌فرماید: هر کس خیانت کند، در روز رستاخیز چیزی را که خیانت کرده به عنوان مدرک جرم بر دوش خویش حمل می‌کند و با خود می‌آورد و در برابر همگان رسوا می‌شود[13] و خداوند، خیانت کنندگان را دوست ندارد: )إِنّ اللّهَ لا یُحِبّ الْخائِنینَ(.[14]

پیامبر اکرم(ص) فرمود: کسی که در دنیا در امانت خیانت کند و آن را به صاحبش ندهد تا بمیرد، بر غیر دین اسلام مرده، و خدا را در حالی که بر او خشمناک است، ملاقات می‌کند».[15]

و نیز فرمود: «دستور داده می‌شود شخص خائن را در آتش افکنند. پس تا ابد در گودال‌هایی از آتش دوزخ فرو می‌رود».[16] همچنین آن حضرت فرمود: «الأمانَةُ تَجْلُبُ الغنی وَاْلخِیانَةُ تَجْلَبُ الْفَقر؛[17] امانت‌داری، موجب ثروت و خیانت‌کاری، سبب تهیدستی است».

امام صادق(ع) نیز می‌فرماید: «از عذاب خدا بترسید و امانت را به صاحبش برگردانید. اگر کشنده حضرت علی(ع)، مرا بر چیزی امین قرار دهد، حتماً امانتش را به او برمی‌گردانم».[18]

مال یتیم

خداوند می‌فرماید: )وَ آتُوا الْیَتامى أَمْوالَهُمْ وَ لا تَتَبَدّلُوا الْخَبیثَ بِالطّیِّبِ وَ لا تَأْکُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِکُمْ إِنّهُ کانَ حُوبًا کَبیرًا(؛[19] «و اموال یتیمان را (هنگامی که به حد رشد رسیدند) به آنها بدهید و اموال بد (خود) را با اموال خوب (آنان) عوض نکنید و اموال آنان را همراه اموال خودتان (با مخلوط کردن یا تبدیل کردن) نخورید؛ زیرا این گناه بزرگی است».

و در ایه دیگر چنین آمده: )إِنّ الّذینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامى ظُلْمًا إِنّما یَأْکُلُونَ فی بُطُونِهِمْ نارًا وَ سَیَصْلَوْنَ سَعیرًا(؛[20] «کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم می‌خورند، (در حقیقت) تنها آتش می‌خورند و به زودی در شعله‌های آتش (دوزخ) می‌سوزند».

از این ایه چنین استفاده می‌شود که اعمال ما علاوه بر چهره ظاهری خود، چهره واقعی نیز دارد که در این جهان از نظر ما پنهان است، اما در جهان دیگر ظاهر می‌شود و این همان «تجسم اعمال» است. یکی از دلایلی که مردان خدا حتی فکر معصیت به خود راه نمی دادند، همین است که آنها بر اثر قدرت علم و ایمان و پرورش‌های اخلاقی، چهر‌ه‌های واقعی اعمال را می‌دیدند و هرگز فکر انجام کار بد را نمی‌کردند.[21]

روایات در نکوهش تجاوز به اموال یتیمان بسیار زیاد و تکان دهنده است و حتی کمترین تعدّی به اموال آنها مشمول این حکم شمرده شده است.[22] در حدیثی از امام باقر(ع) یا امام صادق(ع) آمده: «کسی سؤال کرد: این مجازات آتش درباره چه مقدار از غصب مال یتیم است؟ حضرت فرمود: در برابر دو درهم».[23]

ربا

رباخواری صورت‌های مختلفی دارد. صورت رایج آن، این است که پولی را به کسی بدهد و بعد از مدتی آن پول را با اضافه بگیرد. خداوند می‌فرماید: )الّذینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاّ کَما یَقُومُ الّذی یَتَخَبّطُهُ الشّیْطانُ مِنَ الْمَسّ ِ ذلِکَ بِأَنّهُمْ قالُوا إِنّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلّ اللّهُ الْبَیْعَ وَ حَرّمَ الرِّبا...(؛[24] «کسانی که ربا می‌خورند (در قیامت) برنمی‌خیزند، مگر مانند کسی که بر اثر تماس شیطان دیوانه شده (و نمی‌تواند تعادل خود را حفظ کند، گاهی زمین می‌خورد و گاهی به پا می‌خیزد). این بدان سبب است که گفتند: داد و ستد هم مانند رباست (و تفاوتی میان آن دو نیست)؛ در حالی که خدا بیع را حلال کرده و ربا را حرام (زیرا فرق میان این دو بسیار است)».

در تفسیر شریف المیزان آمده: در این ایات، سخت‌گیری خداوند متعال در مورد ربا چنان است که مانند آن در هیچ یک از فروع دین جز «دوستی با دشمنان دین» نیست. تعبیراتی که در مورد سایر گناهان کبیره مانند زنا، شراب‌خواری، قمار و حتی قتل نفس آورده، گرچه لحن شدیدی دارند، ولی به پایه این دو گناه (رباخواری و دوستی با دشمنان دین) نمی‌رسند و این نیست، مگر آنکه آثار شوم سایر گناهان از یک یا چند نفر تجاوز نمی‌کند، ولی آثار شوم این دو گناه بنیاد دین را ویران و اثر آن را محو و نظام زندگی را فاسد می‌کند و روی فطرت انسانی پرده می‌افکند و جلو چشمش را می‌گیرد.[25]

امام صادق(ع) می‌فرماید: «دِرْهَمُ رِبا أشَدُّ عِنْدَاللهِ مِنْ سَبْعینَ زَنِیةٍ کُلُّها بِذاتِ مَحْرَم؛[26] (عذاب) یک درهم ربا، از هفتاد زنا با زنی که محرم اوست، شدیدتر است».

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «رسول خدا(ص) ربا و رباخوار، داد و ستد ربوی، نویسنده معامله و شاهدهای آن را لعن کرده است».[27]

در علل الشرایع آمده است که حضرت امام رضا(ع) به ابن سنان نوشت: «خداوند متعال ربا را حرام فرمود؛ به دلیل اینکه رباخواری موجب فساد اموال می‌شود...».[28]

شکی نیست رباخواری معامله‌ای ظالمانه، ناعادلانه، برخلاف وجدان و فطرت انسانی و برهم زننده نظام اجتماعی است؛ چون از طرفی، طلبکار هر روز بدون هیچ تلاشی بر ثروت خود می‌افزاید و از طرف دیگر، بدهکار گرفتار فقر و تنگدستی زیادی می‌گردد. از لوازم این فاصله طبقاتی، نفرت و بغض شدید فقرا به اغنیاست و آسیب آن برای نظام اجتماعی بشر بسیار آشکار است و حتی موجب انقلاب‌های خونینی می‌شود؛ چنانکه بعضی از دانشمندان و محققین، یکی از اسباب پیدایش جنگ‌های جهانی را همین اختلاف طبقاتی دانسته‌اند.[29]

مفاسد عظیم مادی و معنوی رباخواری ـ علاوه بر اعلام جنگ با خدا و پیامبر اعظم(ص) ـ بسیار است؛ از آن جمله:

1. محرومیت از آثار خیر و برکات معنوی که در کسب و کار و حرکت برای تحصیل معاش است؛ چنانکه پیامبر خدا فرمود: «عبادت هفتاد قسم است که برترین آن طلب روزی حلال است».[30]

2. محرومیت از صفت توکل به خدا و برکت خواستن از درگاه الهی؛ زیرا او تمام امیدش به همان سودی است که می‌خواهد از بدهکار بیچاره بگیرد.

3. محرومیت از پاداش بزرگی که برای قرض الحسنه قرار داده شده است.

خداوند می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از مخالفت با خداوند بپرهیزید و آنچه از مال ربا نزد شما باقی مانده، رها کنید، اگر ایمان دارید. اگر فرمان نبرید و ربا را ترک نکنید، بدانید خدا و رسولش با شما پیکار خواهند کرد».[31]

پی‌نوشت‌ها

 

 

[1] . سفینة البحار، ج1، ص523.

[2] . بحارالانوار، ج104، ص274.

[3] . مطففین / 1ـ 7.

[4] . هود / 85.

[5] . تفسیر منهج الصادقین، ذیل ایه 85 سوره هود.

[6] . همان.

[7] . وسائل الشیعه، ج18، ص482.

[8] . مائده / 28.

[9] . وسائل الشیعه، ج18، ص482.

[10] . همان.

[11] . همان، 522.

[12] . آل عمران/ 161.

[13] . تفسیر نمونه، ج3، ص197 و 198.

[14] . انفال / 60.

[15] . وسائل الشیعه، کتاب الودیعة، باب 3، ص641.

[16] . همان، باب 2.

[17] . همان.

[18] . همان.

[19] . نساء / 2.

[20] . همان/10

[21] . ر.ک: تفسیر نمونه، ج3، ص359.

[22] . ر.ک : کافی، ج5، ص128؛ وسایل الشیعه، ج17، ص234؛ بحارالانوار، ج76، ص266.

[23] . وسایل الشیعه، ج27، ص260؛ بحارالانوار، ج72، ص8.

[24] . بقره / 276.

[25] . تفسیر المیزان، ج2، ص433.

[26] . تفسیر صافی، فیض کاشانی، ج1، ص302 و 304.

[27] . همان.

[28] . بحارالانوار، ج103، ص119؛ وسایل الشیعه، ج12، ص425.

[29] . ر.ک: تفسیر المیزان، ج2، ص433؛ کتاب اسلام و صلح جهانی.

[30] . وسایل الشیعه، ج12، کتاب التجارة، ابواب مقدماتها، باب 4، ص11.

[31] . بقره / 278 و 279.



:: بازدید از این مطلب : 460
|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
تاریخ انتشار : شنبه 16 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : دشمن شیطان

ربا گناهی بزرگ

مقدمه

ربا، و ربا خواری، از دیدگاه اسلام، از خطرناکترین آفتهای اجتماعی، و از گناهان بزرگ به شمار می‏رود، که هرگز استثنا پذیر نبوده و قابل تخصیص نمی باشد; زیرا در لسان شرع به گونه ای مطرح شده که قبح ذاتی آن را می رساند و هر گونه گناهی که به قبح عقلی توصیف شود، از نظر فقاهت تخصیص بردار نیست. بلکه عمومیت و ابدیت آن، برای همیشه محفوظ می باشد.
مواردی که به نظر می رسد استثنا گردیده، با دقت در متون روایات مربوطه، روشن می گردد که اساسا ربا نیست، بلکه صورت ربا را دارد، و به اصطلاح: تخصصا خارج می باشد نه تخصیصا. زیرا معقول نیست، ربا که با «اعلام جنگ با خدا و رسول‏» مساوی است، در برخی موارد تجویز شود. همانگونه که ظلم و خیانت - با حفظ عنوان - در هیچ موردی قابل تجویز نمی باشد، و هر گونه عمل زشتی که قبح آن، لازم مساوی آن باشد، قابل تجویز نخواهد بود. تقبیحات عقلی، هرگز استثناپذیر نیستند.
از این رو، مسایلی را که برخی، تحت عنوان «حیله های شرعی‏» برای فرار از ربا، مطرح می کنند، با حفظ ماهیت واقعی ربوی بودن آن، و دارابودن بار منفی - که همان مفسده اجتماعی و قبح عقلی آن است - قابل قبول نمی باشد. و روایاتی که در این زمینه ارائه می دهند، صرفا ناظر به: ربای حکمی است، نه ربای واقعی. چنانچه خواهد آمد.

ربا از دیدگاه قرآن

در سوره بقره (۲/۲۷۸-۲۷۹) می خوانیم: «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ذروا ما بقی من الربا ان کنتم مؤمنین. فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله. و ان تبتم فلکم رؤوس اموالکم لا تظلمون و لا تظلمون‏»
در این دو آیه، خطاب به مؤمنان چنین گوید: «خدا را پروا دارید، و بازمانده ربا را رها کنید، و اگر چنین نکردید - و همچنان به ربا خواری ادامه دادید - پس بدانید که آهنگ جنگ و ستیز با خدا و رسول را نموده اید. ولی اگر توبه کردید، سرمایه ها از آن شما است - و نه بیش از آن - نه ستم کنید و نه بر شما ستم شود».
در اینجا، رباخواری را، آهنگ جنگ با خدا و رسول دانسته و این تشبیه، بزرگی گناه را می رساند. چون، که رباخواری سلامت جامعه را تهدید کرده، توازن اقتصادی کشور را بر هم می‏زند.
رباخواری، فرصت اندیشه و عمل را از کارگر می گیرد، او پیوسته در این اندیشه است که هر چه زودتر، سود کلان رباخوار را فراهم سازد، تا برایش دردسر ایجاد نکند. لذا با اندیشه ای آزاد وارد عمل نمی شود، و به هر کاری دست می زند، و چه بسا فکر نکرده از روی عجله و شتاب به کارهای کم درآمد دست زند، و از این روهستی خود را از دست‏بدهد. مخصوصا افراد ضعیف و نوپا، که با دستپاچگی و برای حفظ حیثیت و آبرو، احیانا به کارهایی روی می آورند، که چندان سودآور نیست و چون سود ثابت و مقرری باید بپردازند، چه بسا از سرمایه که در دست دارند، مایه بگذارند و رفته رفته خود را به نابودی بکشانند، و هستی خود را تباه سازند.
در صورتی که در «مضاربه‏» سود ثابتی مقرر نگردیده، و صرفا سهم مشاع درآمد را باید بپردازد، و اگر زیانی به سرمایه وارد آمد، از کیسه کارفرما رفته است. لذا خاطر کارگر، کاملا آسوده است، و با خیال راحت و اندیشه ای آزاد، بهترین و شایسته ترین کارها را انتخاب می کند، شتاب و عجله به خرج نمی‏دهد. لذا پیوسته موفق است.
تجربه نشان داده است افرادی که خواسته اند با وامهای ربوی، سر و سامانی به زندگی خود بدهند، بیشتر در گرداب بدبختی و بیچارگی غرق شده اند.
لذا چون نوعا رباخواری، در جامعه بیشتر ما به بدبختی و بیچارگی مردم است، با عنوان «جنگ با خدا و رسول‏» در قرآن مطرح شده. زیرا «مستضعفان‏» در «کنف‏» الهی قرار دارند، و پیوسته مورد مهر و عنایت‏خداوند هستند، لذا کسانی که کوشش دارند بر «استضعاف‏» آنان بیفزایند با خدا و رسول، اعلام ستیز نموده اند.

ربا از گناهان کبیره و ...

در آیه دیگر از سوره بقره (۲/۲۷۵-۲۷۶) می خوانیم: «الذین یاکلون الربا لا یقومون الا کما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس. ذلک بانهم قالوا انما البیع مثل الربا. و احل الله البیع و حرم الربا. فمن جاءه موعظة من ربه فانتهی، فله ما سلف و امره الی الله. و من عاد فاولئک اصحاب النار هم فیها خالدون. یمحق الله الربا و یربی الصدقات، و الله لا یحب کل کفار اثیم‏».
«کسانی که رباخوارند، در میان جامعه، همچون دیوانگان بر پا می خیزند، یعنی: جایگاه آنان در جامعه همچون جایگاه دیوانگان است. و این بدان جهت است که پنداشته اند: ربا همانند یک داد و ستد معمولی است، در صورتی که خداوند داد و ستدها را روا، و ربا را ناروا دانسته، اینک کسی که پند و اندرز پروردگار را بر دل نهد، و از کردار ناروای خود دست‏باز دارد، برگذشته او ایرادی نیست. ولی هر که بر کردار زشت‏خود - که در گذشته انجام می داده - بازگردد، یعنی بر ربا خواری ادامه دهد، هر آینه در آتش دوزخ جاوید خواهد ماند. البته خداوند، ربا را بی برکت و نابود می سازد، و صدقات را برکت می بخشد. خداوند هرگز کفر پیشه گان را دوست ندارد، لذا عنایت‏خود را از آنان دریغ می‏دارد».
در این دو آیه، رباخواران در میان جامعه، به کسانی تشبیه شده اند که حرکات مستقیم ندارند، و مانند دیوانگان، رفتارهای ناهنجاری از خود نشان می دهند. یعنی: اوضاع را بر هم می زنند، و در جاده مستقیم رهسپار نیستند. خود نمی دانند چه کار می کنند، و در جهت‏خلاف خرد و اندیشه صحیح حرکت می کنند.
اساس جامعه، و سلامت آن برپایه کار و کوشش و فعالیت است، و کسی بهره می برد که عمل و کوششی داشته باشد. و هر گونه سود بایستی از کار و فعالیت‏به دست آید.
رباخواری، دارای دو شاخصه ای است که درست‏بر خلاف طبیعت نظام جامعه خودنمایی می‏کند، و ناگزیر درهم شکننده سلامت جامعه است:
▪ اولا رباخوار، با سرمایه کلانی که در دست دارد، می خواهد از تلاش و کوشش دیگران بهره‏مند شود، و خود، با عنوان «عضو فلج‏» جامعه، سربار دیگران باشد.
▪ ثانیا با سود ثابت و مقرری که برگرده ناتوان کارگر نهاده، او را از هر توانی باز می دارد، فرصت اندیشه و انتخاب آزاد او را از وی سلب می کند، و او را به سوی نابودی و سقوط، سوق می دهد.

در آیات فوق نکاتی به کار رفته که قابل توجه است:

۱) تشبیه رباخواران، به دیوانگان سپس تعلیل آن، به آنکه: پنداشته اند «ربا» همانند «بیع‏» است. که همین پندار، موجب گردیده که در اندیشه و رفتار، همانند دیوانگان اندیشیده و رفتار کنند، و برخلاف جهت عقل و خردمندان حرکت کنند، زیرا «بیع‏» یک عمل سازنده است، و در جهت‏بالا بردن سطح اقتصاد جامعه، و رفاه مردم، بزرگترین عامل مؤثر است.در صورتی که «ربا» یک عامل مخرب و مایه به تباه کشاندن جامعه است. لذا «بیع‏» و «ربا» در مقابل هم قرار گرفته، «بیع‏» عامل سازنده، و «ربا» ویران کننده است، و از کمال بی خردی است که این دو را یکسان بگیرند. به همین دلیل پروردگار جهان، چون واقف به مصالح و مفاسد واقعی بشر است، «بیع‏» را با عنوان عنصر فعال و سازنده حلال و «ربا» را که عنصر فاسد کننده است‏حرام دانسته است.
۲) رباخوار، در آتش دوزخ جاویدان است «و من عاد فاولئک اصحاب النار هم فیها خالدون‏». و این، کنایه از «کفر» محض است که در نهاد رباخواران وجود دارد. زیرا «خلود» در دوزخ، صرفا برای کفار است، که هرگز در دل اندیشه ایمان ندارند و برای هیچ گنه کاری، هر چند گناه او سنگین باشد، خلود در آتش ثابت نگردیده، زیرا - اگر ایمان خود را حفظ کرده باشد - ایمان بزرگترین عمل نفسانی است که استحقاق «مثوبت‏» را به دنبال دارد. لذا در پایان رهسپار بهشت‏خواهد گردید. پس کسی در آتش دوزخ جاوید است، که در نهاد او، ذره ای از ایمان وجود نداشته باشد. لذا از آیه استفاده می شود: رباخواری با نبودن ایمان مساوی است.
۳) قرض الحسنه نوعی «صدقه‏» است، زیرا قرض دهنده از بهره‏ای که ممکن است از سرمایه اش به دست آورد، برای خدا و بهره‏مند شدن دیگران، چشم می پوشد. کسی که سرمایه‏ای را بلاعوض در اختیار دیگران، قرار می‏دهد، ممکن ست‏خودش با به کار انداختن آن، بهره ها ببرد، ولی برای رضای خدا و خشنودی پروردگار، مجانا در اختیار درمانده‏ای قرار می‏دهد، و این خود بزرگترین گذشت در راه خداست.
خداوند، وعده فرموده که به مال و ثروت چنین افراد با گذشتی برکت دهد، و از ثروت و اموال خود، خیر و خوبی ببینند، و از زندگی سعادتمند لذت برده، بهره‏مند شوند. برعکس، از ربا خواران سلب برکت‏شده، و ناامیدی و نگرانی در زندگی نصیب آنان می گرددد. «یمحق الله الربا و یربی الصدقات‏» محق: نابود ساختن است. ارباء: افزودن و فزونی دادن است.
۴) «و الله لا یحب کل کفار اثیم‏» کفار: مبالغه در کفر ورزیدن است اثیم: تبه کار حرفه‏ای است و این کنایه از این است که جایگاه یک رباخوار در جامعه اسلامی، جایگاه یک تبه‏کار حرفه‏ای است که همواره بر کفر و عناد خود می افزاید. تعابیر این آیات بزرگی این گناه را می رساند.
در سوره آل عمران (۳/۱۳۲-۱۳۰) می خوانیم:
«یا ایهاالذین آمنوا لا تاکلوا الربا اضعافا مضاعفة، و اتقوا الله لعلکم تفلحون. و اتقوا النار التی اعدت للکافرین. و اطیعوا الله و الرسول لعلکم ترحمون‏»
باز هم خطاب به مؤمنان است - و این می رساند که شرط داشتن ایمان، پذیرفتن تکلیفی است که در خطاب آمده -: ربا را با چندین برابر سود و بهره، آسان نگیرید، و مانند یک خوراک گوارا بر خود روا ندارید که آن را، براحتی و خوشی بخورید. یعنی یک غذای گوارا نیست، بلکه بسی ناگوار است. سپس می گوید: از خدا پروا دارید، باشد تا رستگار شوید. بعلاوه از آتشی بپرهیزید که صرفا برای کافران آماده شده. یعنی رباخوار، در نهایت در زمره کافران، محشور، و با آنان و در کاروان کفر ورزیدگان، رهسپار دوزخ، و در جایگاه ویژه جایگزین خواهد گردید.
بزرگی این گناه از همین آیه بخوبی روشن می گردد و این آیه، تاکید دارد که رباخوار با کافر همسو است. در پایان می افزاید: از خدا و رسول پیروی کنید، تا مورد عنایت‏حق قرار گیرید. یعنی: رباخوار، از عنایت‏حق محروم است.

ربا از دیدگاه روایات

در روایات نیز حرمت ربا شدت بیان شده، و از گناهان بسیار سنگین به شمار آمده. تا آنجا که یک «درهم‏» به دست آمده از «ربا» را، در حرمت و غلظت آن، برابر هفتاد بار «زنای‏» با محارم دانسته.
▪ ثقة الاسلام کلینی، و ابن بابویه صدوق، و ابوجعفر طوسی با سندهای صحیح از امام جعفر بن محمد الصادق علیه السلام روایت کرده‏اند، فرمود:
«درهم ربا - عند الله - اشد من سبعین زینة کلها بذات محرم‏» (۱) .
▪ همچنین ثقة الاسلام کلینی، با سند صحیح از امام صادق علیه السلام روایت کرده فرمود:
«اخبث المکاسب کسب الربا» (۲) پلیدترین درآمدها، درآمدی است که از راه «ربا» باشد.
▪ از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم روایت‏شده فرمود:
«شر المکاسب کسب الربا» (۳) بدترین راه درآمد، درآمدی است که از راه «ربا» به دست آید.
▪ امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم رباخوار، و دست اندرکاران او را، لعنت فرمود. (۴)
▪ در کتاب عقاب الاعمال، از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم روایت نموده، فرمود:
«و من اکل الربا ملا الله بطنه من نار جهنم بقدر ما اکل. و ان اکتسب منه مالا لم یقبل الله منه شیئا من عمله. و لم یزل فی لعنة الله و الملائکة، ما کان عنده منه قیراط‏» (۵) .
در این حدیث‏شریف، درباره ربا خوار سه فراز آمده:
الف) خداوند، شکم رباخوار را به اندازه‏ای که رباخواری کرده، در دوزخ، از آتش انباشته می‏کند.
ب) هرگونه کار نیکی را که با پول به دست آمده از ربا انجام دهد، مورد قبول حق قرار نمی گیرد.
ج) پیوسته مورد نفرین خدا و فرشتگان قرار دارد، تا هنگامی که حتی یک قیراط از پول ربا نزد او باشد (قیراط: کوچکترین وزن سنجش را گویند که تقریبا به اندازه یک «نخود»: ۱۲۴ مثقال می باشد).
▪ در تفسیر آیه شریفه «اکالون للسحت‏» (۶) : ربا و رشوه و اجرت زنان فاجره آمده (۷) . از جمله: محمدبن عیسی در «نوادر» روایت کرده: امام ابوجعفر الجواد علیه السلام فرمود: «السحت: الربا» (۸) . سحت: مال حرامی است که مایه ننگ وعار بوده باشد.
▪ از ابوجعفر الباقر علیه السلام روایت است فرمود: «انما حرم الله - عز و جل - الربا، لئلا یذهب المعروف‏».
▪ در روایت دیگر از امام صادق علیه السلام فرمود: «انما حرم الله الربا، کیلا یمتنعوا من صنائع المعروف‏».
▪ باز از امام صادق علیه السلام روایت‏شده فرمود: «انه لو کان الربا حلالا، لترک الناس التجارات و ما یحتاجون الیه. فحرم الله الربا لتنفر الناس من الحرام الی الحلال، و الی التجارات من البیع و الشراء». (۹)
در این روایات، مفسده ربا را در این جهت‏یادآور شده، که سرمایه داران را از اقدامات نیک و خیر اندیشانه باز می دارد. به علاوه، از کسب و فعالیت، و تجارت انبوه که با سرمایه های آنان ممکن است‏به نفع جامعه و در راه رفاه مردم به کار بیفتد، جلوگیری می کند، و صرفا به همین اندازه بسنده می کنند که از دسترنج دیگران و در تنگنا قرار دادن مردم، بهره‏مند شوند. از این جهت ضرر و زیان کلانی به روند اقتصاد و تجارت وارد می سازند. و چنین جامعه‏ای رو به تباهی است لذا در حدیث از امام صادق‏علیه السلام آمده: «اذا اراد الله بقوم هلاکا ظهر فیهم الربا» (۱۰) موقعی یک جامعه رو به تباهی می روند، که ربا در میان آنان رواج پیدا کند.

آثار و پیامدهای ربا

آنچه از آیات و روایات، به دست می آید: ربا، یکی از آفات خطرناک جوامع بشری است، که در دو جهت اخلاق و اقتصاد، اثر سوء مستقیم دارد:
مردم را از نیکوکاری، و کمک رسانی به یکدیگر، و یاری رساندن به طبقه مستضعف، و خدا را در نظر گرفتن، و هر گونه عمل نیک و خدا پسندانه، باز می دارد.
بعلاوه، مایه توقف در حرکت اقتصادی است و از به کار انداختن سرمایه ها در راه تجارت و صنعت و کشت و زراعت، و هر گونه عمل اقتصادی فعال، جلوگیری می کند، و صرفا سرمایه داران بزرگ، با استثمار کار دیگران، و سوء استفاده از نقطه ضعف فقر و نیاز مستمندان، بار خود را می‏بندند.
از این رو، مورد نفرت و نفرین حضرت حق قرار گرفته، از هر گونه عنایت و رافت الهی دور می‏مانند.

ربا و رباخواری، مساوی است‏با:

۱) اعلام جنگ با خدا و رسول; «فاذنوا بحرب من الله و رسوله‏».
۲) ظلم و ستم بر دیگران; «لا تظلمون ...».
۳) کفرورزیدن، بلکه شدت و غلظت در کفر; «ان الله لا یحب کل کفار اثیم‏».
۴) تبه کار حرفه‏ای; «اثیم...».
۵) مورد لعنت الهی قرار گرفتن; «لم یزل فی لعنة الله و الملائکة‏».
۶) هفتاد بار زنا با محارم در بیت الله الحرام.
۷) انتخاب نمودن پلیدترین و پست ترین راه معیشت.
۸) سلب برکت از زندگی و فلاکت‏بار شدن آن.
۹) از دست دادن عقل و خرد و اندیشه.
۱۰) جاوید ماندن در جایگاه و یژه کافران در آتش دوزخ.
این است آثار ده گانه رباخواری، که لازم مساوی آن بوده و قابل تفکیک نیستند و لذا حرمت ربا - با حفظ عنوان - قابل تخصیص نیست.

ربای قرضی و ربای معاملی

ربا، دوگونه است: یا در وام (قرضی) یا در معامله و داد و ستد نقدی (معاملی) است.
در وام، هرگونه اضافه بر مقدار آن، ربا محسوب می شود و حرام است. صرفا اتحاد جنس شرط است، خواه «مکیل و موزون‏» باشد، یا از «معدودات‏» شمرده شود.
مقصود از «مکیل‏»: آنچه با پیمانه اندازه گیری می شود. و مقصود از «موزون‏»: آنچه با وزن و کشیدن مشخص می گردد. و مقصود از «معدود»: چیزهایی است که صرفا با شمارش عددی تعیین می گردند.
در تمامی اینها اگر کسی به دیگری، وامی دهد، که همان جنس را با اضافه باز ستاند، ربا است.
البته شرط نیست که صریحا اضافه را شرط کند، بلکه اگر قرار بر این باشد، که هر که در این شعبه پولی بسپارد، به او سود می دهند، و مراجعه کننده با علم به این جهت، به همان شعبه بسپارد، ربا و حرام است.
در ربای معاملی یا نقدی، فقط در «مکیل و موزون‏» حرمت دارد، مانند حبوبات و میوه جات و هر چه با پیمانه یا کشیدن معامله شود. ولی در چیزهایی که با مشاهده (دیدن) مانند گوسفند - در برخی جاها - یا با شمارش مانند تخم مرغ - نیز در برخی جاها - داد و ستد می گردد، تفاضل (اضافه گرفتن) اشکالی ندارد (۱۱) . لذا در معاملات پولی - اگر نقدا انجام گیرد - اضافه گرفتن بدون مانع است ولی اگر سکه مسکوک و از طلا یا نقره باشد، چون اعتبار به وزن آن می باشد، در صورت تماثل (هر دو از یک جنس باشد) جایز نیست. همچنین اگر دیگر سکه ها یا اسکناس را، به اعتبار پشتوانه طلا یا نقره و جواهرات بدانیم، نیز همین حکم را دارد و به نظر می رسد همین گونه است.

ربای واقعی و ربای حکمی

ربا - از نظر ماهیت - نیز دو گونه است: ربای واقعی، که از نظر عرف و بازار، تفاضل محسوب می شود، مانند مبلغی که امروز وام می دهد، تا پس از مدتی مشخص همان مبلغ را با اضافه - هر چه باشد- باز ستاند (۱۲) و این در صورتی است که آنچه می دهد، و آنچه می ستاند، هر دو، از لحاظ جنس و وصف و ارزش، برابر باشند، که در بازستاندن، شرط اضافه می کند.
ولی ربای حکمی چنین نیست، آنچه می دهد، و آنچه می ستاند، از لحاظ مرغوبیت و وصف و ارزش، برابر نیستند، بلکه در یکی کاستی وجود دارد، که برای جبران کاستی، اضافه گرفته می شود. مانند برنج درجه یک که قیمت آن دو برابر برنج درجه دو باشد. آنگاه یک من برنج درجه یک می‏دهد، و دو من برنج درجه دو می ستاند. این گونه داد و ستد، از دیدگاه عرف و بازار، تفاضل محسوب نمی شود، بلکه یک نوع برابری در داد و ستد شمرده می شود. ولی از نظر شرع، ممنوع اعلام شده، و هر گونه تفاضل در «مثلیات‏» را ربا شمرده است، خواه از لحاظ وصف و ارزش برابر باشند یا نباشند. و حتی مانند تبادل جو با گندم را نیز مثلی دانسته و منع کرده است. لذا نام آن را ربای حکمی یا شرعی گذارده ایم، زیرا ماهیتا (از دیدگاه عرف) ربا نیست، بکله صرفا حکم ربا را دارد، و ممنوع گردیده است.
هر چیزی با اصلش، اگر معاوضه شود، از نظر شرع مثلی شمرده می شود، مانند: شیر با ماست‏یا پنیر. هر گاه یک کیلو پنیر را در مقابل پنج کیلو شیر معاوضه کند، شرعا ممنوع است، با آنکه یک کیلو پنیر (۵۰۰) تومان ارزش دارد، و شیر کیلوئی (۱۰۰) تومان است، و از لحاظ ارزش، یک کیلو پنیر، برابر پنج کیلو شیر است و از نظر عرف و بازار، تفاضلی در کار نیست. ولی شرعا جایز نیست.
همچنین انگور با شیره، مثلی محسوب می شوند، و نمی توان یک کیلو شیره را با سه کیلو انگور معاوضه نمود، با آنکه از نظر بازار و ارزش، یک کیلو شیره برابر سه کیلو انگور است، و تفاضلی وجود ندارد.
و همین گونه است اگر هر دو، فرع یک اصل باشند - مانند ماست و پنیر که هر دو از شیر گرفته شده اند - در شرع مثلی شمرده شده و تفاضل در مقدار، جایز نیست. (۱۳)
امام راحل قدس سره در این باره می فرماید: «فان قیمة من من الارز العنبر، اذا ساوت منین من غیره، لا یعد مبادلة من منه بمنین ربا، اذ لا نفع و لا زیادة فی ذلک الا حجما، و الزیادة الحجمیة لیست میزانا للنفع و الزیادة فی التجارة. و هکذا اذا بودل من من السمن بامنان من اللبن او الجبن، لا یکون ذلک من الربا بحسب نظر العرف و بحسب الواقع، کما ان المبادلات بالفضل فی مثل ذلک لافساد فیها و لا »; زیرا ارزش یک من برنج عنبر (۱۵) اگر دو برابر ارزش برنج از نوع دیگر باشد، معاوضه یک من از آن، در مقابل دو من از این، ربا محسوب نمی شود، چون نه سودی وجود دارد و نه اضافه‏ای، مگر در اندازه و حجم کالا، که فزونی در حجم صرفا موجب سود یا اضافه شدن در تجارت به شمار نمی اید و نیز هر گاه یک من روغن را با چند من از شیر یا پنیر، معاوضه کنند، چنین معاوضه‏ای از نظر عرف و بر حسب واقع، ربا محسوب نمی شود و فزونی در این گونه معاوضه ها، نه موجب فساد و نه مایه ظلم و ستم است. و نه موجب می شود که مردم را از تجارت و کسب و زراعت‏باز دارد.یعنی هیچ یک از آثار سوء ربا، بر این گونه معاملات بار نمی شود.
لذا این گونه معاملات، صرفا از روی «تعبد» و پذیرفتن از شرع، محکوم به بطلان است، بدون آنکه از نظر عرف و واقعیت، ربا بوده باشد.
از این رو شرع، این گونه معاملات، را در کنار ربا، تحریم نموده، گر چه ماهیتا از ربا جدا است، ولی حکم آن (حرمت) را دارا می باشد. (۱۶)

راه تخلص از ربا

برای فرار از حرمت ربا، راههائی ارائه داده اند، و به اصطلاح: با مختصر تغییری در عنوان موضوع، خواسته اند راه تخلص از عنوان «ربا» را نشان دهند، و با نام «حیله های شرعی‏» از آن یاد کرده‏اند در صورتی که «شرع‏» حیله بردار نیست، و از طرفی، غلظت و شدت حرمت ربا، به گونه‏ای است که هرگز نمی توان، با مختصر تغییر ظاهری، و با حفظ حقیقت و ماهیت ربوی آن و مفاسدی که شرع از آن بر حذر داشته، آن را جایز شمرد.
امام راحل - رحمة الله علیه - می فرماید:
«این گونه نیرنگها مانند آن می ماند، که کسی شراب را در کپسولها جای داده باشد، آنگاه آن کپسولها را ببلعد، سپس دلخوش دارد که شرع، «شرب خمر» را حرام کرده، و این بلعیدن و خوردن است نه شرب و آشامیدن، با آنکه تمامی آثار سوء «شرب خمر» بر آن بار است‏» (۱۷) .
امام راحل، می فرماید: با آن تشدیداتی که بر حرمت ربا شده، و در قرآن کریم و سنت‏شریف از آن با غلظت و نفرت زیاد یاد گردیده و در کتب فریقین بر قبح و زشتی آن اتفاق نظر دارند. به گونه ای که کمتر معصیتی به این بزرگی از آن یاد شده است علاوه بر مفاسد اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، که بر آن بار است، و اقتصاد دانان آن را یاد آور شده اند. چگونه ممکن است‏با مختصر نیرنگی آن را تجویز نمود، که از آن به نام «حیله های شرعی‏» یاد شده، و در برخی روایات نیز آمده است. بسیاری از فقها بدان فتوی داده اند.
این مشکلی است، بلکه یک عقده قلبی است که بسیاری از اندیشمندان را به خود مشغول ساخته، و نیز اعتراضاتی از غیر مسلمانان، متوجه چنین فتواهایی شده است، که بایستی در راه حل آن کوشید. و صرفا استناد جستن به روایات و حل و فصل نمودن آن را از راه «تعبد محض‏»، در چنین مساله‏ای که عقل، بخوبی، مفسده تجویز و مصلحت منع آن را، درک می کند از راه صواب بدور است. (۱۸)

پی‏نوشتها:

۱- وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص ۱۱۷، باب ۱، رقم ۱.
۲- همان، ص ۱۱۸، رقم ۳.
۳- همان، ص ۱۲۲، رقم ۱۳.
۴- همان، ص ۱۲۷، رقم ۴.
۵- همان، ص ۱۲۲، رقم ۱۵، باب ۱، ابواب الربا.
۶- مائده / ۴۳.
۷- تفسیر صافی، ج ۱، ص ۴۴۴.
۸- وسائل، ج ۱۸، ص ۱۲۳، رقم ۲۰.
۹- همان، ص ۱۲۰، رقم ۸ و ۹ و ۱۰.
۱۰- همان، ص ۱۲۳، رقم ۱۷.
۱۱- وسائل، ج ۱۸، ص ۱۵۲، باب ۱۶: «سالته عن الشاة بالشاتین و البیضة بالبیضتین؟ قال: لاباس، ما لم یکن کیلا او وزنا».
۱۲- کل قرض جر نفعا فهو ربا»: هر گونه وامی که سودی ببرد، ربا است.
۱۳- تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۹۳-۴۹۴، م ۱ و ۲. و منهاج الصالحین، ج ۲، ص ۶۱، م ۱ و ۶.
۱۴- کتاب البیع، امام خمینی (ره)، ج ۲، ص ۴۰۷-۴۰۸.
۱۵- از بهترین و نوع درجه یک برنج، در نجف می باشد.
۱۶- برای روشن شدن مطلب، به باب های: (۸ و ۹ و ۱۱ و ۱۴ و ۱۵) ابواب الربا، وسائل الشیعة رجوع کنید.
۱۷- کتاب البیع، ج ۲، ص ۴۱۵.
۱۸- کتاب البیع، ج ۲، ص ۴۰۵-۴۰۶.
۱۹- وسائل، ج ۱۸، ص ۱۷۸، باب ۶ صرف، رقم ۱ و ص ۱۶۲، باب ۲۰ ابواب الربا، رقم ۱.
۲۰- کتاب البیع، ج ۲، ص ۴۱۰.
۲۱- مرآة العقول، ج ۱۹، ص ۲۲۸.
۲۲- موارد یاد شده در روایات، صرفا درباره تاخیر دین است که سر رسیده و مدیون تقاضای مدت بیشتری می‏کند.
۲۳- سلسبیل یا سلسیل، نام زنی است.
۲۴- وشی، به معنای قلم کاری در پارچه است.
۲۵- وسایل، ج ۱۸، ص ۵۴. کافی شریف، ج ۵، ص ۲۰۵، رقم ۹ و مرآة العقول، ج ۱۹، ص ۲۲۷.
۲۶- عبارت او چنین است: فاول ما فی هذا الخبر انه مرسل و راویه ضعیف و هو علی بن حدید، و هذا یضعف الاحتجاج بخبره. استبصار، ج ۱، ص ۴۰، ۱۱۲/۷.
۲۷- و هو ضعیف جدا لا یعول علی ما ینفرد بنقله‏». استبصار، ج ۳، ص ۹۵، ۳۲۵ / ۹.
۲۸- تهذیب، ج ۷، ص ۱۰۱، ۴۳۵ / ۴۱.
۲۹- کتاب البیع، ج ۲، ص ۴۱۳.
۳۰- رجال علامه، ص ۱۵۸، حرف میم باب ۱، رقم ۱۲۳ و معجم رجال الحدیث، ج ۱۵، ص ۷۱.
۳۱- تهذیب، ج ۷، ص ۵۳-۵۲.
۳۲- همان.
۳۳- طبق نسخه کافی، ج ۵، ص ۲۰۵، رقم ۱۰.
۳۴- طبق نسخه تهذیب، ج ۷، ص ۵۳، رقم ۲۲۸ / ۲۸.
۳۵- مرآة العقول، ج ۱۹، ص ۲۲۸ و ملاذ الاخیار، ج ۱۰، ص ۵۶۹.
۳۶- وسائل، ج ۱۸، ص ۵۴، رقم ۳، باب ۹ عقود و کافی، ج ۵، ص ۳۱۶، رقم ۴۹.
۳۷- در مرآة العقول، ج ۱۹، ص ۴۳۵ گوید: ضعیف، و قدمر مثله. که در ص ۲۲۸ همان مجلد گذشته است.
۳۸- جامع الرواة - اردبیلی، ج ۲، ص ۲۲۸.
۳۹- عینه، با کسر عین معامله ای است، که مشتری جنسی را از فروشنده با قیمت‏بالایی ولی با مدت، می خرد، سپس آن را نقدا با قیمت کمتری به او می فروشد، و پول را از او دریافت می‏دارد. این گونه معامله، که نتیجة پولی گرفته و پس از مدتی با اضافه به او باز می دهد، در آن زمان رایج‏بوده و شاید امروزه هم رایج‏باشد. و چون به «ربا» بیشتر می‏ماند، مورد سؤال قرار گرفته. در روایات، قید شده که اگر هر دو طرف معامله، ملزم به خرید یا فروش نباشند، مانعی ندارد. کافی، ج ۵،ص ۲۰۲ به بعد.
۴۰- وسائل، ج ۱۸، ص ۵۵، رقم ۵، باب ۹ عقود.
۴۱- مرآة العقول، ج ۱۹، ص ۲۲۸.
۴۲- یعنی:از انبان آهک به او، چیزی داده است. و این اصطلاح در آن دوره رایج‏بوده. ر.ک: بحار الانوار، ج ۴۸، ص‏۲۰۲ و وسائل، ج ۲۶، ص ۲۳۸، رقم ۱۶، باب ۱، میراث ولدالعتق و تهذیب، ج ۹، ص ۳۳۲ و استبصار، ج ۴، ص‏۱۷۴.
۴۳- وسائل، ج ۱۷، ص ۲۳۱، رقم ۸، باب ۵۹ مایکتسب به.
۴۴- کتاب البیع، ج ۲، ص ۴۱۴.
۴۵- البیع، ج ۲، ص ۴۱۰.
۴۶- وسائل، ج ۲۷، ص ۱۰۶، باب ۹ صفات قاضی و کتاب البیع، ج ۲، ص ۴۱۶.
۴۷- وسائل، ج ۱۸، ص ۱۳۵، باب ۷ ابواب الربا، رقم ۱ و ۳.

خ)

 



:: بازدید از این مطلب : 655
|
امتیاز مطلب : 17
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
تاریخ انتشار : شنبه 16 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : دشمن شیطان

ربا
 
واژه ربا در زبان فارسي به معناي بيشي، افزون شدن، نما كردن و سود يا ربحي كه داين از مديون مي‌ستاند گفته مي‌شود.
و دراصطلاح هر نوع توافق بين دو يا چند نفر تحت هر قراردادي از قبيل بيع، قرض، صلح و امثال آن، جنسي را با شرط اضافه با همان جنس مكيل و موزون معامله نمايد و يا زائد بر مبالغ پرداختي دريافت نمايد ربا محسوب و جرم شناخته مي‌شود.
معناي لغوي ربا مساوي با اصطلاح شرعي آن نيست زيرا در لغت ربا به مطلق زيادي اطلاق مي‌شود در حاليكه به هر زيادي در معاملات و مبادلات ربا گفته نمي‌شود و هر اضافي حرام نيست ربا در واقع زيادي بر اصل مال است ولي از نظر شرع به زيادي ويژه‌اي اطلاق مي‌شود.
 
عناصر جرم ربا:
 
الف) عنصر مادي:  
1- مرتكب: كه بين اشخاصي حقيقي است ولي بدليل سكوت مقنن مي‌توان استنباط كرد كه اگر شخص حقوقي يا حيقيقي باشد ربا تحقق مي‌يابد و فقط يك استثناء وجود دارد آن هم مسئله عمليات بانكي است كه از طرف فقهاي عظام مورد بحث واقع شده است.
2- فعل مرتكب: عمل مثبت مادي خارجي است كه توافق برگرفتن مبلغ و مقدار زيادي از اصل مال در قرض ومعامله.
3- موضوع جرم: رباي معاملي و رباي قرضي
4- نتيجه مجرمانه: گرفتن مبلغ زيادي كه قبلاٌ بر آن توافق كرده بودند چون اگر مالي ردّ و بدل نشود با وجود توافق قبلي جرم نيست و ممكن است مصداق شروع به ربا باشد.
 
ب) عنصر قانوني:
قانون: ماده 595 قانون مجازات اسلامي ربا را جرم و براي آن مجازات در نظر گرفته است: مرتكبين اعم از ربا دهنده، ربا گيرنده و واسطۀ بين آنها علاوه بر ردّ اضافه به صاحب مال به شش ماه تا سه سال حبس و تا 74 ضربه شلاق و نيز معادل مورد ربا به عنوان جزاي نقدي محكوم مي‌گردند.
جرم ربا با توجه به ماده 727 از جرايم غير قابل گذشت مي‌باشد و براي پيگيري آن نيازي به شكايت شاكي نيست و به محض اطلاع مراجع قضايي و انتظامي قابل پيگيري و تعقيب مي‌باشد.
 
ج) عنصر معنوي:
  1- سوء نيت عام يا همان قصد فعل مي‌باشد كه مرتكب قصد، ربا دادن را دارد
 2-  سوء نيت خاص يا عمد در فعل كه مرتكب با علم و آگاهي از ربا بودن و علم به حرمت ربا و جرم بودن آن قصد استيفاء نامشروع نسبت به ربا دهنده را دارد.
 
انواع ربا در فقه اسلامي:
ربا در فقه شيعه به دو نوع اصلي 1- رباي معاملي 2- رباي قرضي تقسيم مي‌شود.
رباي معاملي: هر گونه زيادي در معامله دو شيء همجنس و يا معامله‌اي كه محتمل بر زيادي يكي از عوضين باشد رباي معاملي ممكن است در معامله نقد و نسيه محقق شود. مشهور فقهاء اعتقاد به عموميت ربا در معاملات دارند نه اينكه اختصاص به عقد بيع داشته باشد.
رباي قرضي: رايج‌ترين نوع ربا است به اين صورت كه فرد براي تأمين نياز مالي جهت امور مصرفي يا سرمايه‌گذاري تقاضاي قرض مي‌كند و در ضمن عقد قرض متعهد مي‌شود آنچه را مي‌گيرد همراه با زيادي برگرداند. بطور كلي اگر در عقد قرض شرط شود هنگام بازپرداخت بدهي مقداري به مبلغ قرض افزوده شود به اجماع علماي اسلام ربا و حرام است ( جواهر الكلام ج 25 ص 5).
 
موارد استثنايي كه ربا صدق مي‌كند ولي حرام نيست:
1-   رباي بين زن و شوهر
2-   رباي بين پدر و فرزند
3-   رباي بين مسلمان و كافر
 
فرار از ربا (حيله‌هاي ربا):
در اصطلاح فقهاء حيله به راه چاره‌اي گفته مي‌شود كه شخص براي فرار از حرمت ربا مي‌كوشد از طريق بعضي از معاملات و عقود كه ظاهري شرعي دارند به هدف اصلي خود كه همانا دريافت زيادي است دست يابد بي‌آنكه در ظاهر مخالفت شرع كند و مستحق عقوبات دنيوي و اخروي رباخواري شود.
 
حكم حيله‌هاي ربا:
اكثر فقها معتقدند بكارگيري حيله در معاملات ربوي صحيح است اما عده‌اي هم معتقدند حيله در رباي معاملي صحيح و در رباي قرضي باطل است، امام خميني (ره) هم قائلند كه در هر دو صورت حيله باطل است چون بازي با الفاظ باعث تغيير حقيقت ربا نمي‌شود.
 
احكام و كيفر رباخواري:
لازم است مال مورد ربا به صاحب آن ردّ شود و اگر معلوم نبود بايد از طرف مالك صدقه داده شود و اگر ميزان ربا معلوم نباشد با صاحب آن مصالحه صورت گيرد و اگر ربا با مال حلال آميخته شود و مالك ربا مشخص نباشد خمس مال به افراد مستحق داده مي‌شود و فرد رباخوار پس از توبه تمام اموالي را كه از راه رباخواري بدست آورده بايد به صاحبش بدهد اگر توبه نكند و رباخواري را ادامه دهد فردي فاسق است و فرد رباخوار كه با علم و آگاهي از حرمت ربا آن را حلال بداند كافرمحسوب مي‌شود و مرتكبين ربا اعم از ربادهنده، رباگيرنده و واسطۀ بين آنها به شش ماه تا سه سال حبس و تا 74 ضربه شلاق و نيز معادل مال مورد ربا بعنوان جزاي نقدي محكوم مي‌گردند.
 
 منابع:
 
1- كتاب ربا پيشينۀ تاريخي ربا در قرآن و سنت، انواع ربا و فرار از ربا- بوستان كتاب ، قم، بخش فرهنگي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، سال 1381
2- نوري كرماني، محمد امير؛ كتاب موضوع شناسي ربا و جايگاه آن در اقتصاد معاصر، ، دفتر تبليغات اسلامي، شعبه خراسان، بوستان كتاب قم، 1381
3- زراعت، عباس؛ شرح قانون مجازات اسلامي بخش تعزيرات، ج 3، ، 1382، ققنوس
4- شامبياتي، هوشنگ؛ حقوق كيفري اختصاصي، ج 3، ، انتشارات ژوبين 1376
 

 



:: بازدید از این مطلب : 561
|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
تاریخ انتشار : شنبه 16 بهمن 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : دشمن شیطان

حدیث (1) رسول اكرم صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله :

اِنَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ لَعَنَ آكِلَ الرِّبا وَمُؤكِلَهُ وَكاتِبَهُ وَشاهِدَيْهِ؛

خداى عزوجل رباخوار و ربا دهنده و نويسنده و شاهد بر آن را لعنت كرده است.

امالى صدوق، ص 346

حدیث (2) امام صادق عليه السلام :

دِرْهَمُ رِبا أَعْظَمُ عِنْدَ اللّه مِنْ سَبْعينَ زِنْيَةً بِذاتِ مَحْرَمٍ فى بَيْتِ اللّه الْحَرامِ؛

يك درهم ربا نزد خداوند سنگين تر است از هفتاد بار زنا كردن با محارم در خانه خدا.

نورالثقلين، ج 1، ص 295، ح 1177

حدیث (3) امام باقر عليه السلام :

إِنَّما حَرَّمَ اللّه عَزَّوَجَلَّ الرِّبا لِئَلاّ يَذْهَبَ الْمَعْروفُ؛

خداى عزوجل ربا را حرام فرمود تا احسان كردن از بين نرود.

وسائل الشيعه، ج 12، ص 425، ح 10

حدیث (4) امام صادق عليه السلام :

آكِلُ الرِّبا لايَخْرُجُ مِنَ الدُّنْيا حَتّى يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ؛

ربا خوار از دنيا نرود، تا آن كه شيطان ديوانه اش كند.

بحارالانوار، ج 103، ص 120، ح 30

حدیث (5) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

يا عَلىُّ... لاتُصادِقْ آكِلَ الرِّبا فَإِنَّهُ يُبارِزُ اللّه لأَِنَّ اللّه تَعالى قالَ: (فَإِنْ لَمْ تَفْعَلوا فَأْذَنوا بِحَرْبٍ مِنَ اللّه وَرَسولِهِ)؛

اى على: با رباخوار رفاقت نكن، زيرا او با خداوند به مبارزه برخواسته، چون خداوند متعال مى فرمايد: «اگر دست از رباخوارى برنداشتيد پس به خدا و رسولش اعلان جنگ دهيد».

ميراث حديث شيعه، ج 2، ص 46، ح 189

حدیث (6) امام على عليه السلام :

مَعاشِرَ النّاسِ، اَلفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ ، وَاللّه لِلرِّبا فى هذِهِ الاُْمَّةِ أخْفى مِنْ دَبيبِ النَّمْلِ عَلَى الصَّفا؛

اى مردم! ابتدا احكام را ياد بگيريد، سپس تجارت كنيد! به خدا قسم كه ربا در ميان اين امت ناپيداتر از حركت مورچه بر روى تخته سنگ است.

بحارالانوار، ج 103، ص 117، ح 16

حدیث (7) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

أتَيْتُ لَيْلَةً اُسْرِىَ بى عَلى قَوْمٍ بُطونُهُم كَالْبُيوتِ فيهَا الْحَيّاتُ تُرى مِنْ خارِجِ بُطونِهِمْ فَقُلْتُ: مَنْ هؤُلاءِ يا جَبْرَئيلُ؟ قالَ: هؤُلاءِ أَكَلَةُ الرِّبا؛

شبى كه به معراج رفتم برمردمى گذشتم كه شكم هايشان چون خانه اى بود و در آنها مارهايى وجود داشت كه از بيرون شكمهايشان ديده مى شد. پرسيدم: اى جبرئيل اينها كيستند؟ گفت: اينان رباخوارانند.

كنزالعمال، ج 4، ص 107، ح 9766

حدیث (8) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

مَنْ أَكَلَ الرِّبا مَلأََ اللّه عَزَّوَجَلَّ بَطْنَهُ مِنْ نارِ جَهَنَّمَ بِقَدْرِ ما أَكَلَ ، وَإِنِ اكْتَسَـبَ مِنْهُ مالاً لايَقْبَلُ اللّه تَعالى مِنْهُ شَيْـئا مِنْ عَمَلِهِ ، وَلَمْ يَزَلْ فى لَعْنَةِ اللّه وَالْمَلائِكَةِ ما كانَ عِنْدَهُ مِنْهُ قيراطٌ (واحِدٌ)؛

هر كس ربا بخورد خداوند عزوجل به اندازه ربايى كه خورده شكمش را از آتش دوزخ پر كند و اگر از طريق ربا مالى به دست آورد، خداى تعالى هيچ عمل او را نپذيرد و تا زمانى كه قيراطى (كمترين مقدار) از مال ربا نزدش باشد، پيوسته خداوند و فرشتگانش او را نفرين كنند. پ

ثواب الاعمال، ص 285

حدیث (9) امام صادق عليه السلام :

إِنَّهُ لَو كانَ الرِّبا حَلالاً لَتَرَكَ النّاسُ التِّجاراتِ وَما يَحْتاجونَ إِلَيْهِ فَحَرَّمَ اللّه الرِّبا لِيَفِرَّ النّاسُ مِنَ الْحَرامِ إلَى الْحَلالِ وَ إِلَى التِّجاراتِ وَ إِلَى الْبَيْعِ وَالشِّراءِ فَيَبْقى ذلِكَ بَيْنَهُمْ فِى الْقَرْضِ؛
براستى، اگر ربا حلال بود، مردم تجارت و تلاش براى معاش را رها مى كردند. به همين دليل خداوند ربا را حرام كرد تا مردم از حرام به حلال و تجارت و خريد و فروش رو بياورند و به يكديگر قرض بدهند.
من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 567، ح 4937
حدیث (10) امام صادق عليه السلام :

لَمّا سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللّه عَزَّوَجَلَّ : (يَمْحَقُ اللّه الرِّبا وَيُرْبِى الصَّدَقاتِ) وَقَد أَرى مَنْ يَأْكُلُ الرِّبا يَرْبُو مالُهُ؟ ـ : فَأَىُّ مَحْقٍ أَمْحَقُ مِنْ دِرْهَمِ رِبا يَمْحَقُ الدّينَ فَإِنْ تابَ مِنْهُ ذَهَبَ مالُهُ وَافْتَقَرَ؛
مردى از امام صادق عليه السلام درباره آيه «خداوند ربا را نابود مى كند و صدقات را افزايش مى دهد» سئوال كرد و گفت: گاه كسى را مى بينم كه ربا مى خورد و با اين حال ثروتش زياد مى شود؟ حضرت فرمودند: كدام نابودى، نابود كننده تر از يك درهم ربا كه دين را نابود مى كند. كه اگر توبه هم كند ثروتش از دست مى رود و فقير مى شود.
تهذيب الاحكام، ج 7، ص 19، ح 83
حدیث (11) امام رضا عليه السلام :

اِعْلَمْ ـيَرْحَمُكَ اللّه ـ اَنَ الرِّباحَرامٌ سُحتٌ،مِنَ الكَبائِرِ وَ مِمّا قَدْ وَعَدَ اللّه عَلَيْهِ النّارَ فَنَعوذُ بِاللّه مِنْها، وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلى لِسانِ كُلِّ نَبىٍّ وَفى كُلِّ كِتابٍ؛
خدايت رحمت كند! بدان كه ربا حرام و از گناهان كبيره است و خداوند بر آن وعده آتش داده است پس پناه مى بريم به خدا از آتش. ربا را همه پيامبران و همه كتاب هاى آسمانى حرام كرده اند.
فقه الرضا، ح 256
حدیث (12) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اِذا ظَهَرَ الزِّنا وَ الرِّبا فى قَرْيَةٍ فَقَدْ اَحَلّوا بِاَنْفُسِهِمْ عَذابَ اللّه ؛
هرگاه زنا و ربا در جايى آشكار شود، مردم آنجا خود را در عذاب خدا افكنده اند.
نهج الفصاحه، ح 218
حدیث (13) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اِنَّ اَخْوَفَ ما اَخافُ عَلى اُمَّتى مِنْ بَعْدى هذِهِ الْمَكاسِبُ المُحَرَّمَةُ وَ الشَّهْوَةُ الخَفيَّةُ وَ الرِّبا؛
آنچه بيش از هر چيز بر امتم بعد از خود مى ترسم، درآمدهاى حرام، هواپرستى پنهان و رباست.
بحارالانوار، ج 103، ص 54، ح 26
حدیث (14) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

يَاْتى آكِلُ الرِّبا يَوْمَ القيامَةِ مُخْتَبِلاً يَجُرُّ شَقَّيْهِ، ثُمَّ قَرَاَ: لا يَقومونَ اِلاّ كَما يَقومُ الَّذى يَتَخَبَّطُهُ الشَّيطانُ مِنَ الْمَسِّ؛
رباخوار روز قيامت ديوانه محشور مى شود و بر سر خود مى زند. سپس اين آيه را قرائت فرمودند: (ربا خواران) بپاى نمى خيزند جز مانند آن كس كه شيطان، بواسطه تماس او را آشفته حال مى سازد.
الدرالمنثور، ج 1، ص 364
حدیث (15) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اَلرِّبا وَ اِنْ كَثُرَ فَاِنَّ عاقِبَتَهُ تَصيرُ اِلى قُلٍّ؛

سود ربا گرچه بسيار باشد ولى سرانجام به كمى (و بى بركتى) مى گرايد.

كنزالعمال، ج 4، ص 105، ح 9758

حدیث (16) امام كاظم عليه السلام :

عَنْ عَلىِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ اَخيهِ موسَى بْنِ جَعْفَرٍ عليه السلام قالَ: وَ سَاَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ اَعْطى رَجُلاً مِاَةَ دِرْهَمٍ عَلى اَنْ يُعْطيَهُ خَمْسَةَ دَراهِمَ اَوْ اَقَلَّ اَوْ اَكْثَرَ قالَ: هذَا الرِّبَا الْمَحْضُ؛

على بن جعفر مى گويد: از برادرم امام كاظم عليه السلام در مورد مردى كه صد درهم قرض به ديگرى داد به اين شرط كه پنج درهم يا كمتر يا بيشتر به او بدهد پرسيدم؟ فرمودند: اين عمل رباى محض است.

وسائل الشيعه، ج 13، ص 108، ح 7

حدیث (17) امام رضا عليه السلام :

لَيْسَ بَيْنَ الْوالِدِ وَ وَلَدِهِ رِبا وَ لا بَيْنَ الزَّوْجِ وَ الْمَرأَةِ رِبا؛

بين پدر و فرزند و بين شوهر و همسرش ربا (حرام) نيست.

فقه الرضا، ص 258

حدیث (18) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

لَيْسَ بَيْنَنا وَ بَيْنَ اَهْلِ حَرْبِنا رِبا، نَأْخُذُ مِنْهُمْ اَلْفَ اَلْفِ دِرْهَمٍ بِدِرْهَمٍ وَ نَاْخُذُ مِنْهُمْ وَ لا نُعْطيهِمْ؛

بين ما و دشمنانمان، ربا (حرام) نيست، از آنان هزاران درهم در مقابل يك درهم مى گيريم ـآرى، از آنان ربا مى گيريم و به آنان ربا نمى دهيم.

وسائل الشيعه، ج 12، ص 436، ح 2

حدیث (18) امام صادق عليه السلام :

عَنْ اَبى بصيرٍ قال: قُلْتُ: آكِلُ الرِّبا بَعْدَ البَيِّنَةِ؟ قالَ: يُؤَدَّبُ فَاِنْ عادَ اُدِّبَ فَاِنْ عادَ قُتِلَ؛

ابو بصير از امام صادق عليه السلام پرسيد: حكم رباخوار بعد از روشن بودن حكم ربا براى وى چيست؟ حضرت فرمودند: تأديب مى شود و اگر (براى بار دوم) ربا گرفت باز تأديب مى شود و (براى بار سوّم) اگر ربا گرفت، كشته مى شود.

كافى، ج 7، ص 242، ح 9

حدیث (19) امام صادق عليه السلام :

لَوْ اَنَّ رَجُلاً وَرِثَ مِنْ اَبيهِ مالاً وَ قَدْ عَرَفَ اَنَّ فى ذلِكَ الْمالِ رِبا وَلكِنْ قَدِ اخْتَلَطَ فِى التِّجارَةِ بِغَيْرِهِ حَلالٍ كانَ حَلالاً طَيِّبا فَلْيَأْكُلْهُ وَ اِنْ عَرَفَ مِنْهُ شَيْئا إنَّهُ رِبا فَلْيَأْخُذْ رَأْسَ مالِهِ وَلْيَرُدَّ الرِّبا؛

اگر كسى از پدرش مالى به ارث ببرد و بداند كه در آن مال ربا وجود دارد، ولى مال ربوى با مال هاى ديگر مخلوط شده، آن مال براى او حلال و پاكيزه است و مى تواند از آن استفاده كند، و اگر به ربوى بودن مقدار مشخصى از آن يقين دارد بايد اصل مال را براى خود بردارد و مال ربوى را به صاحبش رد نمايد.

كافى، ج 5، ص 145، ح 4



 



:: بازدید از این مطلب : 608
|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
تاریخ انتشار : شنبه 16 بهمن 1389 | نظرات ()

صفحه قبل 1 صفحه بعد